.

مقاله ها

روسای جمهوری افغانستان از داوود خان تا حامد کرزی

 

محمد داوود

 پسر کاکا ظاهر شاه، آخرین پادشاه افغانستان، در یک اقدام از پیش طرح ریزی شده، زمانی که شاه افغانستان در سال ۱۳۵۲ در شهر ناپل ایتالیا به سر می‌برد، در یک کودتای سفید قدرت را به دست گرفت. او در نخستین بیانیه رسمی خود که از رادیوی دولتی پخش شد، آغاز جمهوریت را در افغانستان اعلام کرد. نظام در افغانستان دگرگون شد و تاج و تخت شاهی از میان رفت. محمد ظاهر در واکنش به این اقدام گفت، هرگز تصور نمی‌کرد کودتا از سوی نزدیکترین افراد خانواده اش راه اندازی شود.
اما هرچه بود، حالا داوود خان قدرت را در دست داشت و با وعده‌های امیدوار کننده مردم را به حمایت از رژیم جدید ترغیب می‌کرد. در هفتم ثور سال ۱۳۵۷، ساعاتی پس از آنکه ارگ شاهی به محاصره درآمد صدای یک رشته تیراندازی‌ها تا فاصله‌های دورتری از قصر شاهی نیز به گوش رسید. داوود خان با دست‌کم هجده تن از اعضای خانواده اش بدنبال یک روز مقاومت، صبحگاه هشتم ثور کشته شد و کودتا به پیروزی رسید.
این کودتا که توسط نیروهای کمونیستی رهبری می شد، در هفتم ثور به پیروزی رسید و ریاست جمهوری داوود پایان یافت، نور محمد تره کی اولین رئیس کمونیستی افغانستان زمام امور کشور را در افغانستان به عهده گرفت. در سال ۱۳۸۷ گور دسته جمعی خانواده داوود خان، نخستین رئیس جمهور افغانستان و اعضای خانواده او در حاشیه شرقی شهر کابل یافت شد.

 

 

نورمحمدتره‌کی

 
یکی از بنیانگذاران حزب دمکراتیک خلق افغانستان بود که بعد از کودتای هفت ثور قدرت را به دست گرفت. او از قبیله تره‌کی بود و در روستای ناوه مقر از توابع ولایت غزنی به دنیا آمده بود. تاریخ دقیق تولد تره کی معلوم نیست ولی در برخی از منابع، تولد او ۲۳ سرطان سال ۱۲۹۶خورشیدی ذکر شده است. تره کی در خانواده ای بزرگ شد که از نظر اقتصادی متوسط بود، پدرش مالدار نیمه کوچی و شخص گمنامی بود. وی تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان رساند و به خاطر ارتباط قبیله‌ای با عبدالمجید زابلی، سرمایه دار معروف، در شرکت تجاری او به عنوان کاتب به کار مشغول شد.
اولین فعالیت سیاسی نورمحمد تره‌‌ کی، از دوره صدارت شاه محمود خان شروع شد، وی با پیوستن به حزب "ویش زلمیان" (جوانان بیدار) مقالاتی با لحن رادیکال در جریده " انگار" که ارگان نشراتی همین حزب بود، می نوشت. در سال ۱۳۳۱ خورشیدی، نورمحمد تره کی به همرا تعداد دیگری از سران حزب، بعد از آزادی از زندان به دیدار شاه محمود خان رفت و وفاداری خود را به صدراعظم اعلام کرد. شاه محمود خان نیز، تره کی را به عنوان وابسته مطبوعاتی افغانستان در واشنگتن انتخاب کرد ولی پس از یک سال فعالیت در امریکا، سردار محمد نعیم سفیر کبیر افغانستان در امریکا او را فردی بی کفایت خواند و از کار بر کنار کرد.
تره‌کی بعد از برکناری از کار، در یک مصاحبه مطبوعاتی حکومت افغانستان را "حکومت خودکامه" خواند و اظهار داشت که می خواهد به عنوان پناهنده در امریکا بماند. ظاهرا دولت امریکا از دادن پناهندگی به تره‌کی خودداری کرد. او پس از بازگشت از امریکا به پاکستان رفت و در آنجا حمایت خود را از سیاست سردار محمد داوود که تازه به نخست وزیری رسیده بود؛ اعلام کرد و با وساطت محمد اکبر پروانی سر کنسول افغانستان در کویته، بخشیده شد و در سال ۱۳۳۵خورشیدی به کابل بازگشت. در سال ۱۳۴۵، او خود را به نمایندگی از مردم ولسوالی مقر ولایت غزنی برای حضور در پارلمان نامزد کرد، اما شکست خورد.
در دوران نخست وزیری داوود خان، مثل اکثر کشورها، در افغانستان نیز اندیشه های مارکسیستی رشد پیدا کرد که نور محمد تره کی در همبن ایام سفری به شوروی داشت و با برخی ازاعضای حزب کمونیست آن کشور دیدار کرد. در ۱۱جدی سال ۱۳۴۴خورشیدی و در نخستین گنگره حزب دموکراتیک خلق افغانستان که در خانه نورمحمد تره‌کی در کارته ۴ کابل بر گزار شد، او به عنوان منشی عمومی (دبیرکل) حزب انتخاب شد.
در هفتم ثور سال ۱۳۵۷ خورشیدی پس از آنکه افسران وفادار به حزب دموکراتیک خلق افغانستان در یک کودتای نظامی، داوود خان را کشتند و قدرت را به دست گرفتند، نور محمد تره‌کی رئیس جمهوری افغانستان اعلام شد. اما پس از سه ماه، به شکل مرموزی در ارگ به قتل رسید و حفیظ الله امین قدرت را به دست گرفت.

 

 

حفیظ الله‌امین

 
در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در روستای "قاضی خیل" پغمان، در شمال غرب کابل در خانواده متوسط به دنیا آمد. پدرش، حبیب الله در دوران نخست وزیری هاشم خان وظیفه زندانبانی زندان کابل را که در آن زمان به نام "توقیف خانه کابل" یاد می شد، بر عهده داشت و بیشتر نیروهای سیاسی در همین زندان محبوس بودند. امین تحصیلات ابتدایی خود را در پغمان فراگرفت و برای ادامه تحصیلات به کابل رفت و تحصیلات عالی را در دارالمعلمین (تربیت معلم) کابل سپری کرد و پس از به دست آوردن لیسانس از دانشگاه علوم کابل به شغل معلمی روی آورد. او خیلی زود پله های ترقی را طی کرد و به عنوان مدیر لیسه شبانه روزی ابن سینا انتخاب شد.
در سال ۱۳۳۶ خورشیدی، حفیظ الله امین برای ادامه تحصیلات و با استفاده از بورسیه دارالمعلمین عازم امریکا شد و پس از دریافت فوق لیسانس در رشته تعلیم و تربیت به کابل بازگشت و در یک موسسه آموزشی امریکایی در کابل مشغول به کار شد و آنگونه که در برخی از منابع آمده است، در همین زمان با نور محمد تره‌کی آشنا شد. او در سال ۱۳۴۵ خورشیدی با پشنهاد تره‌کی به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب تعیین شد و سه سال بعد برای بار دوم از حوزه پغمان خود را کاندید کرد و این بار توانست که به مجلس نمایندگان افغانستان راه پیدا کند.
پس از انشعاب میان حزب دموکراتیک خلق، امین به جناح "خلق" پیوست و از مبلغان پرشور آن و از مخالفان سرسخت ببرک کارمل و جناح "پرچم" شد. در سال ۱۳۵۲ از طرف جناح خلق ماموریت کار سازمانی در ارتش را بر عهده گرفت و مسئول بخش نظامی حزب شد. در ۲۵ سنبله سال ۱۳۵۸ پس از کشتن تره‌کی علاوه بر دبیر کلی حزب دموکراتیک خلق و ریاست شورای انقلابی، مقام نخست وزیری را نیز به خود اختصاص داد و حدود صد روز رئیس جمهور افغانستان شد. در روزهای آخر حکومت امین، روسها به این نتیجه رسیدند که با نگه داشتن امین در اریکه قدرت، خیزش مردم و مقاومت مهار نخواهد شد.
در ۶ جدی سال ۱۳۵۸ بود که هواپیماهای نظامی شوروی یکی پس از دیگری در فرودگاهای نظامی افغانستان به زمین نشستند. در همین روز حفیظ الله امین همه اعضای دفتر سیاسی را برای جلسه به اقامتگاهش در "تپه تاج بیگ" دعوت کرد و همه اعضای جلسه آنروز مهمان امین بودند. امین و مهمامانش توسط آشپز امین که روسی بود مسموم شدند و سپس در یک عملیات نظامی ۴۵ دقیقه ای که به سرکردگی ستوان "سیمیونف" در پیش چشم اعضای خانوداه خود کشته شد.
شب هنگام جسد امین را در قالی پیچانده و در گورستان نزدیک کاخ به خاک سپردند. بر سر گور او هیچ لوح یا نشانه ای نگذاشتند و باقی خانواده امین را که زنده مانده بودند، به زندان پلچرخی بردند. هنوز کسی قبر امین را نمی شناسد.

 

 

ببرک کارمل


با حمایت شوروی سابق و به ویژه پس از اشغال نظامی افغانستان توسط ارتش سرخ در ششم جدی ۱۳۵۸، به قدرت رسید، در میان اکثریت افغان ها محبوبیتی نیافت و اصلاحات او هم باعث کاهش شورش در افغانستان نشد. ببرک کامل در ۱۶ جدی ۱۳۱۶ خورشیدی در کابل به دنیا آمد، در لیسه آلمانی زبان امانی در کابل درس خواند و در سال ۱۹۴۷ وارد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل شد. او نخستین فعالیت های سیاسی اش را از دانشگاه و با فعالیت های دانشجویی آغاز کرد و بزودی رهبر تشکل چپگرای دانشجویی موسوم به "جوانان بیدار" شد.
کارمل در ۱۳۳۴ خورشیدی به دلیل فعالیت های چپگرایانه و ضد دولتی به زندان افتاد، اما یک سال بعد که از زندان آزاد شد، به استخدام وزارت پلان/برنامه ریزی دولت ظاهر شاه درآمد. او ده سال پس از آن (جدی ۱۳۴۳) با گروهی از همفکران خود، در جلسه ای در خانه شخصی نور محمد تره‌کی دست به تاسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان زد. هر چند در این جلسه تره کی به عنوان رهبر حزب برگزیده شد، اما کارمل به عنوان مهمترین نظریه پرداز آن شناخته می شد. کارمل پس از کودتای هفتم ثور، فرد شماره دوم نظام جدید بود.
در سال ۱۳۴۵ خورشیدی که حزب دموکراتیک خلق به دو جناح خلق و پرچم منشعب شد، ببرک کارمل در راس جناح میانه روتر پرچم قرار گرفت. کارمل در پی کشته شدن میر اکبر خیبر، از اعضای برجسته حزب در ۲۸ حمل ۱۳۵۷، در مراسم خاکسپاری او در گورستان شهدای صالحین در شرق کابل، سخنرانی تندی کرد. کارمل و دیگر رهبران حزب در این مراسم، که در آن هزاران تن از اعضا و هواداران حزب شرکت کرده بودند، تاکید کردند که انتقام قطره قطره خون خیبر را خواهند گرفت. برخی ها این سخنان را به عنوان اعلام جنگ علیه رژیم داوود خان تعبیر کرده اند.
دولت داوود خان در پی این سخنرانی ها رهبران عمده حزب، از جمله ببرک کارمل و نور محمد تره‌کی را زندانی کرد و شماری دیگر را تحت نظارت ماموران امنیتی قرار داد. ببرک کارمل با آغاز کار خود در مقام ریاست جمهوری، زمانی که دیگر حفیظ الله امین کشته شده بود، کارکردهای امین را به شدت مورد انتقاد قرار داد و او را "فاشیست و سفاک" خواند. کارمل در شش سالی که در این مقام بود کوشش کرد دست به اصلاحاتی در اهداف، برنامه ها و سیاست های حزب و نظام بزند و شورشهای مجاهدین را، که با حمایت گسترده کشورهای غربی و اسلامی به همراه بود، خاموش کند.
کارمل در ثور ۱۳۶۵ خورشیدی از دبیر کلی حزب دموکراتیک خلق کنار زده شد و در عقرب همان سال توسط نجیب الله از ریاست جمهوری هم برکنار شد. کارمل پس از استعفایش چند سال در مسکو بود تا این که در سال ۱۳۷۱ تحت حمایت ژنرال عبدالرشید دوستم به شمال افغانستان بازگشت، اما دیگر هرگز سهمی در سیاست پرآشوب کشور به دست نیاورد. کارمل در سالهایی که در حیرتان در مرز با ازبکستان بود، به شدت منزوی بود و با جهان خارج از این شهرک ارتباط زیادی نداشت. کسانی که او را در این سالها دیده بودند می گویند او بسیار "خسته و درهم شکسته" بود.
او سالها در آن جاماند و پیش از سفر آخر به مسکو، دولت شوروی حتی به او ویزا نداده بود که به دیدار خانواده اش به ماسکو برود. کارمل پس از سقوط شوروی، زمانی که افغانستان در بحران داخلی فرو رفته بود، ویزا دریافت کرد و بار دیگر به ماسکو رفت. او سرانجام در ۱۳ قوس ۱۳۷۵ در شهر مسکو درگذشت و جسد او را در شهرک بندری حیرتان، در شمال افغانستان به خاک سپردند.

 

 

داکتر نجیب الله

 
نجیب الله پلکان ترقی را در حزب دموکراتیک خلق از جنبش دانشجویی در کابل آغاز کرد و تا بالاترین مقام حزبی و دولتی رسید. او آخرین رئیس جمهوری دولت تحت حمایت شوروی سابق در افغانستان بود که در مقایسه با سه رئیس جمهوری پیش از خود نفوذ بیشتری در میان مردم و هواداران حزب داشت. نجیب الله در سال ۱۳۲۶ خورشیدی در کابل به دنیا آمد، ولی پدر او، اختر محمد، اصلاً از قوم احمدزی پشتون های پکتیا بود. پدر نجیب الله در سالهای دهه ۱۳۴۰ خورشیدی وابسته تجاری کنسولگری افغانستان در پشاور پاکستان بود. نجیب الله در سال ۱۳۴۰ خورشیدی از لیسه حبیبیه کابل فارغ التحصیل شد و در سال ۱۳۵۴ از دانشگاه کابل در رشته پزشکی گواهینامه گرفت.
فعالیت های حزبی
او در سال ۱۳۴۴ به حزب دموکراتیک خلق پیوست، به خواندن آثار مارکسیستی آغاز کرد و در سخنرانی در همایش های دانشجویی و حزبی مهارت یافت. او بزودی در میان اعضای حزب در دانشگاه به فرد شناخته شده ای مبدل شد و با پیشرفت سریع در تشکیلات سازمانی بزودی در حلقه افراد بسیار نزدیک به ببرک کارمل، رهبر بخش جناح پرچم حزب درآمد. نجیب الله زمانی که هنوز دانشجوی دانشگاه کابل بود، دولت ظاهر شاهی او را دو بار زندانی کرد و نشریه پرچم، تنها نشریه حزب دموکراتیک خلق در آن زمان خبرهای زندانی شدن او و دیگر اعضای حزب را منتشر می کرد.
اما نجیب الله در زمان کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷، که منجر به سرنگونی رژیم محمد داوود و استقرار دولت به رهبری حزب دموکراتی خلق در افغانستان شد، رئیس اداره امور دانشجویان دانشگاه کابل بود. رژیم کودتایی او را در ماه سرطان ۱۳۵۷ به سفارت افغانستان در تهران فرستاد، ولی دیری در مقام سفارت نماند و به کشور فراخوانده شد. نجیب الله برای مدتی به ماسکو رفت و در جدی سال ۱۳۵۸ با اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق، به کشور بازگشت.
رئیس 'خاد'
او این بار به ریاست سازمان نیرومند اطلاعاتی دولت تحت حمایت شوروی موسوم به خدمات امنیت دولتی (خاد) رسید و بسیاری از افغانها از سازمان خاد در این دوره خاطرات بدی به یاد دارند. شکنجه و کشتار جمعی مخالفان دولت در بسیاری از مناطق افغانستان، از جمله کابل، به ویژه در میدان تمرینات نظامی ارتش، پلیگون، در شرق کابل، خاد را به دستگاهی بدنام و نجیب را به "قصاب کابل" معروف ساخت.
زمانی که نجیب الله در سال ۱۳۶۵ به دبیر کلی حزب و سپس به ریاست جمهوری رسید هم هنوز تصویری که مردم از دوره ریاست او در سازمان خاد در ذهن داشتند، همچنان زنده بود. همچنین وقتی که او سیاست "آشتی ملی" را برای مصالحه با مخالفان، به ویژه گروههای مجاهدین اعلام کرد هم مخالفان او نپذیرفتند که او واقعاً تغییر کرده است.

 

 

صبغت الله‌مجددی


در سال ۱۳۰۵ خورشیدی در یک خانواده روحانی در شهر کابل به دنیا آمد. او از مشایخ طریقت نقشبندیه و منتسب به شیخ احمد سرهندی، معروف به مجدد الف ثانی است. پس از کودتای ثور ۱۳۵۷، که حزب دموکراتیک خلق افغانستان طرفدار شوروی سابق در نتیجه آن به قدرت رسید. مجددی به پاکستان رفت و با ایجاد حزب جبهه نجات ملی افغانستان به مبارزات سیاسی و مسلحانه علیه دولت کابل آغاز کرد. در سال های های ۱۳۶۸ و ۱۳۶۹ خورشیدی که حکومت در تبعید مجاهدین در پاکستان ساخته شد، صبغت الله مجددی به عنوان رئیس دولت اسلامی افغانستان تعیین شد.
پس از پیروزی مجاهدین، آقای مجددی در بهار سال ۱۳۷۱ برای دو ماه به عنوان رئیس دولت موقت مجاهدین انتخاب شد و دولت را رسما از فضل الحق خالقیار، نخست وزیر دولت نجیب الله تحویل گرفت. صبغت الله مجددی پس از دو ماه، زمام داری سکان دولت اسلامی را براساس توافقات اسلام آباد به برهان الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی سپرد. پس از سقوط رژیم طالبان آقای مجددی به روند بن پیوست و در تعاملات مختلف سیاسی این کشور نقش فعال داشته است.
او ریاست لویه جرگه اضطراری را پس از فروپاشی طالبان به عهده داشت که منجر به ایجاد اداره انتقالی به رهبری حامد کرزی شد. حامد کرزی رئیس جمهور فعلی افغانستان به آقای مجددی به دلیل این که یکی از اعضای حزب او در دوران جهاد بوده، ارادت خاص نشان می دهد. حامد کرزی در سالهای جهاد رئیس دفتر صبغت الله مجددی در پاکستان بود. صبغت الله مجددی به عنوان رئیس مجلس سنای افغانستان نیز کار کرده و همچنین ریاست کمیسیون تحکیم صلح را به عهده داشته است.

 


پروفیسور برهان الدین‌ربانی

 
رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان و از رهبران برجسته "جهادی" در افغانستان بود. آقای ربانی که سه شنبه (۲۰ سپتامبر/۲۹ سنبله) در کابل ترور شد، در سال ۱۹۴۰ در فیض آباد ولایت بدخشان، در شرق افغانستان بدنیا آمد .او مکتب را در زادگاه خود، ولایت بدخشان و کابل تکمیل کرد و پس از آن وارد دانشکده شرعیات دانشگاه کابل شد . آقای ربانی در سال ۱۹۶۸ از دانشگاه الازهر مصر، در رشته فلسفه اسلامی درجه فوق لیسانس گرفت و به کابل بازگشت .
برهان الدین ربانی در سال ۱۹۷۱ حزب جمعیت اسلامی را بنیانگذاری کرد، حزبی که فراز و فرودهای زیادی را در سالهای جنگ داخلی افغانستان تجربه کرد و آقای ربانی تا زمان کشته شدنش رهبری آن را برعهده داشت . برای دو ماه صبغت الله مجددی ریاست دوره موقت دولت مجاهدین را بر عهده داشت ولی رسما آقای ربانی اولین رئیس دولت اسلامی افغانستان اعلام شد. بدنبال فروپاشی رژیم طالبان در حملات امریکا در ۲۰۰۱ میلادی، آقای ربانی که تا آن زمان به عنوان رئیس جمهور افغانستان شناخته می شد، قدرت را رسما به حامد کرزی، رئیس اداره موقت افغانستان تحویل داد، اما جایگاهی در کابینه جدید افغانستان نیافت .
آقای ربانی اما در انتخابات پارلمانی افغانستان در سال ۲۰۰۵ شرکت کرد و عضویت مجلس نمایندگان این کشور را بدست آورد. به دنبال ایجاد شورای عالی صلح افغانستان آقای ربانی رئیس این شورا شد.آقای ربانی در این سمت مسئول پیشبرد گفتگوها با طالبان بود.

 


حامد کرزی

 
رئیس جمهوری کنونی در ۲۴ دسامبر ۱۹۵۷ در روستای "کرز" در نزدیکی شهر قندهار، در جنوب افغانستان به دنیا آمد.پدر او عبدالاحد کرزی، نائب رئیس مجلس نمایندگان دوره ظاهر شاه در سالهای ۱۹۶۰ میلادی و از رهبران با نفوذ قومی در قندهار بود. عبدالاحد کرزی در سال ۱۹۹۹ در شهر کویته پاکستان در پی تیراندازی مردان ناشناس کشته شد و جسد او را حامد کرزی، پسرش به قندهار منتقل کرد و در حالی که قندهار در آن زمان مرکز اصلی طالبان شمرده می شد، آقای کرزی جسد پدرش را در مراسم باشکوهی به خاک سپرد.
آقای کرزی در لیسه حبیبیه کابل آموزش دید. این مکتب به دلیل داشتن دانش آموزانی از میان فرزندان مقامهای بلندپایه دولتی و اشراف شهرت داشت. او در رشته علوم سیاسی و روابط بین المللی از دانشگاه شمله هند مدرک فوق لیسانس دارد. حامد کرزی در سالهای جنگ با شوروی پیشین در خارج از کشور بود و بیشتر دوران مهاجرت او در پاکستان گذشت. حامد کرزی در پاکستان با صبغت الله مجددی، رهبر جبهه نجات ملی افغانستان ارتباط نزدیکی داشت و سالها ریاست دفتر او و همچنین ریاست کمیته سیاسی این حزب را به عهده داشت. در سال ۱۳۷۱ خورشیدی که آقای مجددی به عنوان نخستین رئیس جمهوری دولت مجاهدین آغاز به کار کرد، آقای کرزی به پست معاونت وزارت خارجه منصوب شد.
کرزی پس از حادثه سپتامبر ۲۰۰۱ وارد افغانستان شد و جنگ مسلحانه علیه طالبان را از منطقه ای در شمال ارزگان آغاز کرد.او سرگرم نبرد در این منطقه بود که اجلاس تاریخی بن آلمان با شرکت رهبران اتحاد شمال، نمایندگان محمد ظاهر، شاه سابق که در رم در تبعید به سر می برد تحت نظر سازمان ملل برگزار شد. بر اساس موافقتنامه ای که در این اجلاس به امضا رسید، اداره موقت افغانستان به ریاست آقای کرزی به تصویب رسید و او در اول جدی ۱۳۸۰ رسما قدرت را از برهان الدین ربانی تحویل گرفت. مدت کار آقای کرزی در این مقام شش ماه تعیین شده و جرگه بزرگ (لویه جرگه) جوزای ۱۳۸۱ او را برای دو سال دیگر در مقام ریاست دولت انتقالی ابقا کرد.
حامد کرزی در نخستین دور انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۳، که براساس موافقتنامه بن برگزار شد، شرکت کرد و با بیش از چهار میلیون و چهارصد هزار رای (۵۵/۴ درصد) به عنوان نخستین رئیس جمهوری منتخب افغانستان آغاز به کار کرد. آقای کرزی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری که در سال ۲۰۰۹ برگزار شد نیز با کسب بیش از ۲.۲ میلیون رای برای پنج سال دیگر زمان امور را در افغانستان بدست گرفت. حامد کرزی نخستین رئیس جمهوری است که قدرت را از یک دولت منتخب به دولت منتخب دیگر تحویل خواهد داد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی