.

مقاله ها

دروغگویی بخشی از استراتژی پاکستان است

 

 

اشپیگل آنلاین

حملات تروریستی در افغانستان پایان ندارد و هر روز حمله کنندگان انتحاری با خودروهای حامل بمب به فرودگاه و مراکز پرجمعیت مرکز کابل حمله برده و نه تنها نیروهای امنیتی بلکه صدها نفر از مردم بی گناه و غیرنظامی را نیز به خاک و خون می کشند و گروه ترورستی طالبان بلافاصله مسوولیت این ترورها را برعهده می گیرد.

بی تردید خشونت ها در افغانستان بالا گرفته و به گزارش سازمان ملل متحد تنها در شش ماهه نخست امسال نزدیک به 5000 غیرنظامی کشته یا مجروح شده اند. به عقیده سازمان ملل گروه طالبان و دیگر گروه های شورشی را می توان برای هفتاد درصد از این حمله ها مسئول دانست.

البته به گفته "رنگین دادفر سپنتا" شصت ساله ای که در دوران ریاست جمهوری حامد کرزی تا اکتبر 2014 وزارت خارجه و مشاور امنیت ملی دولت افغانستان را بر عهده داشت، همه این جنایت ها زیر سر پاکستان و سرویس امنیت داخلی آن کشور یعنی آی اس آی است. آقای سپنتا که زمانی ریاست سازمان اطلاعات و امنیت افغانستان را نیز بر عهده داشت و امروز در اپوزیسیون این کشور فعالیت دارد در این مصاحبه از انگیزه ها و اهداف دولت پاکستان و گروه طالبان از این خشونت ها می گوید.

س:  در پشت این حملات سنگین چه فرد یا افرادی قرار دارند؟

ج: طالبان قصد قدرت نمایی دارد و می خواهد نشان دهد که پس از مرگ ملا عمر نیز متحد است و این موقعیت را دارد که دست به حرکات بزرگ بزند.

س: طراحان این استراتژی خونین چه اهدافی را دنبال می کنند؟

ج: ملا اختر منصور رهبر تازه انتخاب شده طالبان و سرویس امنیت داخلی پاکستان به این صورت نشان می دهند که طالبان همچنان رویکرد نظامی خود را حفظ کرده و پاکستان تا قبل از به زانو درآوردن افغانستان به صلح فکر نمی کند.

س: پاکستانی ها ادعا می کنند که اگرچه بر طالبان نفوذ دارند اما قادر به کنترول کامل آنها نیستند.

ج: دروغگویی بخشی از استراتژی پاکستان است و جامعه بین المللی هم از مدت ها پیش اعتقادی به دولت و ارتش اسلام آباد ندارد. من امیدوارم که با مرگ اسامه بن لادن و ملا محمد عمر این وضعیت تغییر کند. اکنون بیش از پیش معلوم می شود که هر دو رهبر تروریست ها پس از حملات 11 سپتامبر 2001 تحت حمایت سرویس امنیت داخلی پاکستان بوده اند و در آن کشور زندگی می کرده اند.

س: آیا طالبان تنها یک عروسک خیمه شب بازی در دست های پاکستان است؟

ج: ما اطلاعات موثقی داریم که نشان می دهد آنها کاملا در اختیار پاکستانی ها هستند و سرویس امنیت داخلی هر زمان که اراده کند می تواند آنها را برای مذاکرات صلح روانه کند. در واقع آی اس آی هدایت سراسر این روند را در اختیار دارد. چنانچه یک نفر از طالبان بخواهد راسا وارد روند صلح شود؛ حذف می شود. به عنوان مثال ملا برادر که در آن زمان به صورت جدی با کرزی برای آتش بس وارد مذاکره شد اما پاکستانی ها او را بازداشت کردند و پس از شکنجه های روحی و تخدیری در واقع از دور خارج شد.

س: با این حال دولت اسلام آباد در ماه جولای از همه برای شرکت در مذاکرات صلح در شهر مری دعوت به عمل آورد و حتی امریکایی ها و چینی ها هم در آن نشست شرکت داشتند.

ج: باید میان آرزوها و واقعیات بی رحم تفاوت قایل شویم. نشست مری توسط نمایندگان آی اس آی افتتاح شد و گفته شد که آن گفتگوها با اجازه ملا عمر انجام می گیرد. در حالی که ملا عمر مدت ها پیش مرده بود و آی اس آی و ملا منصور هم طبیعتا از مرگ وی اطلاع داشتند. همه چیز فقط یک نمایش بود.

س: رئیس جدید طالبان از چه جایگاهی برخوردار است؟

ج: منصور چهره برگزیده و بی سر وصدای آی اس آی است. با این وجود رهبری طالبان عمیقا از هم گسسته می نماید. به هر حال منصور چندین سال به اعضای رهبری مهم ترین کمیسیون تصمیم گیری طالبان یا همان شورای کوتا در مورد مرگ ملا عمر دروغ گفته است. به همین خاطر نیمی از افراد طالبان از منصور اطاعت نمی کنند و خواهان یک انتخابات سالم و برگزیدن یک رهبر جدید از میان سران طالبان شده اند. قدرتمندترین رقیب منصور هم عبدالقیوم ذاکر فرمانده نظامی طالبان است. پسران ملاعمر نیز از منصور حمایت نمی کنند و این به معنای وجود اختلاف و شکاف در طالبان است.

س: آیا هنوز هم امکان نجات افغانستان وجود دارد؟

ج: من یک استراتژی دوگانه را پیشنهاد می کنم. به این صورت که دولت کابل باید مردم افغانستان و ارتش را تجهیز کند و با تمام توان علیه طالبان بجنگد. همزمان باید گزینه مذاکره را باز بگذارد. پاکستان فقط زبان زور را می فهمد.

س: بخش بزرگی از نیروهای آلمانی در قندوز جان خود را از دست دادند. اکنون طالبان در حال بازگشت به این منطقه است. آیا حضور نیروهای آلمانی بیهوده بود؟

ج: طالبان در قندوز در کنار بنیادگرایان ازبک و چچنی می جنگند و این نیروها در این مدت بار دیگر مناطق روستایی وسیعی را به اشغال خود درآورده اما هنوز موفق به اشغال قندوز نشده اند. طالبان این توانایی را ندارد که مناطق وسیع را برای مدتی طولانی حفظ کند.

س: ارتش افغانستان تا چه زمانی مقاومت می کند؟

ج: ارتش ما قوی است و سربازان ما از اراده کافی برای جنگیدن برخوردارند؛ اما مشکل کمبود تجهیزات و سلاح های مناسب است. این ارتش از داشتن یک نیروی هوایی عملیاتی محروم است و بر خلاف یگان های ناتو یا همان ایساف ، توپخانه و تانکی برای جنگیدن در اختیار ندارد.

س: آیا آن قرارداد منعقد شده با ایالات متحده امریکا می تواند حمایت کافی برای افغانستان به ارمغان بیاورد؟

ج: امریکایی ها آن طور که باید و شاید به تعهدات خود عمل نمی کنند. نیروی هوایی امریکا در ماه جولای تنها 17 پشتیبانی هوایی از نیروهای ما به عمل آورد و این بسیار کم است . آنهم در دورانی که حملات به قلمرو افغانستان افزایش یافته است. پیامد این وضعیت کاهش جمعیت جوان افغانستان است. هر روز یکصد افغان کشور خود را ترک و به هند و ترکیه و آسیای مرکزی می روند تا بتوانند از آن جا خود را به اروپا و امریکا برسانند.

س: آینده افغانستان چگونه به نظر می رسد؟

ج: اگر رهبری نظامی پاکستان در شهر راولپندی یک روند آشتی را قبول کند آنگاه صلح نیز وجود خواهد داشت. در غیر این صورت جنگ ادامه دارد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی