.

مقاله ها

کوکنار، پنتاگون‌را به‌زمین زد

 

۱۲ حمل ۱۳۹۵ منبع: ورلدافیرز جورنال/ آلفرد دبلیو مکوی

امریکا پس از طولانی ترین جنگ در تاریخ خود، در آستانه شکست در افغانستان است. چه گونه این امکان پذیر شده است؟ چه گونه تنها ابرقدرت جهان که به مدت ۱۵ سال به طور مداوم جنگ کرده است، با اعزام ۱۰۰ هزار از بهترین پرسونل خود، و با قربانی کردن ۲۲۰۰ سرباز، بیش از یک تریلیون دالر(۱) عملیات نظامی، رکوردی در اسراف صدها میلیارد دالری (۲) برای «ساخت کشور/ ملت» و «بازسازی»، بالا بردن کمک، تأمین مالی، تجهیز، و آموزش یک ارتش ۳۵۰ هزار نفری صرف متحدان افغان کرده است، ولی هنوز قادر نشده تا یکی از کشورهای فقیر جهان را آرام سازد؟ و به همین صورت چشم انداز ثبات در افغانستان در سال ۲۰۱۶ است که اخیراً کاخ سفید اوباما خروج بیش تر طراحی شده نیروهای خود را لغو کرده است (۳) و حدود ۱۰ هزار پرسونل را به طور نامحدود در افغانستان باقی می گذارد.

برای بیش از سه دهه در افغانستان، عملیات نظامی واشنگتن تنها زمانی موفق شده است که آنها به طور مناسب در قاچاق تریاک به آسیای مرکزی راحت بوده اند، و وقتی عذاب کشیده اند که در تکمیل آن کار، شکست خورده اند. اولین مداخله امریکا در سال ۱۹۷۹ شروع شد. این مداخله بدان دلیل در بخشی موفق شد که جنگ نیابتی را که سی آی ای برای اخراج شوروی از افغانستان راه اندازی کرده بود، منطبق با راه و روش متحدان افغان بود که از طریق افزایش قاچاق مواد مخدر کشور، برای حفظ یک دهه مبارزه طولانی خود استفاده می کرد.

از سویی دیگر، از زمان حمله امریکا در سال ۲۰۰۱، در تقریباً ۱۵ سال مبارزه مستمر، بدین دلیل که امریکا نمی توانست افزایش تورم تجارت هروئین کشور را کنترول کند، تلاش های صلح برای محدود ساختن شورشیان طالبان عمدتاً شکست خورده است. تا جایی که تولید تریاک در پنج سال اول اشغال امریکا، از حداقل ۱۸۰ تن به اندازه شگفت آور تاریخی ۸۲۰۰ تن افزایش یافت، به نظر رسید که خاک افغانستان با دندان های اژدهای افسانه بآستانی یونان شخم زده شده است. هر برداشت خشخاش، یک نسل جدید از مبارزان جوان برای ارتش چریکی در حال رشد طالبان به همراه داشت.

در هر مرحله از تراژیک افغانستان، تاریخ پر آشوب بیش از ۴۰ سال گذشته جنگ مخفی سال های ۱۹۸۰، جنگ داخلی دهه ۱۹۹۰، و اشغال امریکا از سال ۲۰۰۱تریاک، یک نقش مهم شگفت انگیزی را در شکل دادان به سرنوشت این کشور بازی کرده است. در یکی از سرنوشت های بافته شده تلخ تاریخ، به گونه ای که محیط زیست منحصر به فرد افغانستان، همگرا با فن آوری نظامی امریکایی، این کشور دور افتاده و محصور در خشکی را به اولین کشور واقعی مواد مخدر مبدل ساخت کشوری که قاچاق مواد مخدر بر اقتصاد آن تسلط دارد، گزینه های سیاسی را تعریف می کند، و سرنوشت مداخلات خارجی را تعئین می کند.

جنگ مخفی (سال های ۱۹۹۲ ۱۹۷۹)

جنگ مخفی سیا علیه اشغال افغانستان توسط شوروی در سال های ۱۹۸۰، به انتقال مرزهای بی قانون پاکستان و افغانستان کمک کرد تا بستری برای گسترش پایدار تجارت هروئین باشد. وزارت امور خارجه در سال ۱۹۸۶ گزارش داد که:«در مناطق قبیله ای»، « هیچ نیروی پولیسی و دادگاهی وجود ندارد. هیچ مالیاتی وجود ندارد. هیچ اسلحه ای غیرقانونی نیست حشیش و تریاک اغلب در دسترس است.» تا آن زمان، روند به مدت طولانی در جریان بوده است. آژانس (سیا) به جای تکیه بر تشکیل ائتلاف خود از رهبران مقاومت، به سرویس اطلاعاتی پاکستان (آی اس آی) و دست نشاندگان افغانی تکیه کرد که خیلی زود مدیران افزایش قاچاق مواد مخدر مرزی شدند.

جای تعجب نیست در حالی که تولید مواد مخدر افغانستان بدون کنترول از حدود ۱۰۰ تن در سال های ۱۹۷۰ به ۲۰۰۰ تن در سال ۱۹۹۱ رسید، آژانس رویش را برگرداند. در سال های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰، درست در زمانی که تلاش سیا شروع به افزایش کرده بود، یک شبکه از آزمایشگاه های هروئین در امتداد مرز افغانستان و پاکستان باز شد. این منطقه خیلی زود، بزرگ ترین تولید کننده هروئین جهان شد. در سال ۱۹۸۴، عرضه کننده حیرت آور ۶۰ درصد از بازار هروئین امریکا و ۸۰ درصد بازار اروپائیان شد. در درون پاکستان، شمار معتادان به هروئین از نزدیک به صفر در سال ۱۹۷۹ به ۵۰۰۰ در سال ۱۹۸۰ و یک میلیون و سیصد هزار ( ۱٬۳۰۰٬۰۰۰ ) در سال ۱۹۸۵ رسید میزان اعتیاد به اندازه ای بالا رفت که سازمان ملل آن را «به ویژه تکان دهنده» خواند (۴).

طبق گزارش وزارت امور خارجه در سال ۱۹۸۶، تریاک «یکی از ایده آل محصول در کشور جنگ زده است، از آن جایی که جهت سرمایه گذاری، نیاز کمی به سرمایه دارد، خیلی زود رشد می کند، و به آسانی حمل و نقل و معامله می شود.» علاوه براین، آب و هوای افغانستان خیلی مناسب این محصول ملایم، با قیمت بازار دو تا سه برابر بیشتر از منطقه مثلت طلایی در آسیای جنوبی، پایتخت سابق تجارت مواد مخدر بود. از آن جایی که جنگ نیابتی بین سیا و شوروی منجر به حداقل سه میلیون پناهنده و اختلال در تولید مواد غذایی گشت، کشاورزان افغان «از روی ناچاری» شروع به تولید تریاک کردند، که آسان تر«سود بالا» تولید کرده و می تواند افزایش هزینه های مواد غذایی را پوشش دهد. در همین حال، عناصر مقاومت، طبق وزارت امور خارجه، در تولید تریاک و قاچاق درگیرند «تا اقلام اصلی را برای [این] جمعیت تحت کنترول خود و هزینه خرید سلاح را فراهم سازند

هنگامی که مقاومت مجاهدین قدرت گرفت و در اوایل سال های ۱۹۸۰، شروع به آزادی مناطق در درون افغانستان کرد، این به تأمین مالی جهت عملیات او با جمع آوری مالیات از تولید گل خشخاش (۵) پرسود دهقانان کمک کرد، به ویژه در ولایت بارور هلمند، که زمانی سبد نان افغانستان بود. کاروان هایی که سلاح سیا را به منطقه برای مقاومت حمل می کردند، اغلب با بار تریاک به پاکستان برمی گشتند برخی اوقات، نیویورک تایمز گزارش می داد:« با موافقت مقامات اطلاعاتی پاکستان یا امریکایی که از مقاومت حمایت می کردند.» (۶).

وقتی که جنگ جویان مجاهدین تریاک را به مرز آوردند، به پالایشگاه های هروئین پاکستانی می فروشند که در ولایت مرزی شمال غربی کار می کنند، یک منطقه پنهانی که توسط سیا و متحد نزدیک سیا، جنرال فضل الحق اداره می شود. تا سال ۱۹۸۸، حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ پالایشگاه هروئین به تنهایی در منطقه خیبر ولایت بود. بیش تر در جنوب در منطقه کوه سلطان ولایت بلوچستان، گلبدین حکمتیار (۷)، دارایی با ارزش و مفید مورد علاقه سیا در افغانستان، شش پالایشگاه را کنترول می کرد که اکثر محصول تریاک را از میان کوه هلمند به هروئین تبدیل می کرد. سلاح سیا به با جعبه های چوبی و به وسیله کامیون های سلول لجستیک ملی ارتش پاکستان از بندر کراچی به این مناطق مرزی می رسد، و با محموله هروئین به بنادر و فرودگاه هایی بر می گردند که بتوانند به بازار های جهان صادر شوند.

در ماه مه ۱۹۹۰، در حالی که این عملیات مخفیانه رو به پایان بود، واشنگتن پست گزارش داد (۸) که حکمتیار رهبر متصل به شورشیان نیز قاچاقچی هروئین بود. این روزنامه ادعا کرد که مقامات امریکایی، برای مدت های طولانی از تحقیق درباره اتهام تجارت هروئین توسط حکمتیار و به همان خوبی درباره سرویس اطلاعاتی پاکستان خود داری کرده بودند، بیش تر «به این دلیل که سیاست مواد مخدر امریکا در افغانستان تابع جنگ علیه نفوذ شوروی در آن جا بوده است

در واقع، چارلز کوگان، مدیر سابق سیا در عملیات افغانستان، بعدها رک و راست در مورد انتخاب آژانس خود صحبت کرد. او به تلویزیون استرالیا در سال ۱۹۹۵ گفت: «هدف اصلی مأموریت ما امکان انجام آسیب هر چه بیشتر به شوروی بود، ما منابع یا وقت جهت اختصاص به تحقیق تجارت مواد مخدر نداشتیم، آری. من فکر نمی کنم که ما نیازی به عذرخواهی جهت این داشته باشیم آری، از نظر مواد مخدر عواقبی وجود داشت. اما هدف اصلی انجام گرفت. شوروی افغانستان را ترک کرد

جنگ داخلی افغان و ظهور طالبان (۲۰۰۱ ۱۹۸۹)

در درازمدت، این چنین مداخله با « نهضت براندازی پنهانی » یک سیاه چاله بی ثبات ژئوپولیتیک تولید کرد که هرگز پس از آن بهبود نیافت.

قرار گرفته درمسیر باد شمالی و باران های موسمی، جایی که باران ابرها حالا خشک فشرده می رسد، افغانستان خشک هرگز از اولین مداخله امریکا و ویرانی بی سابقه ای که رنج برده است بهبود نمی یابد. زمانی که ابتدا جنگ در سال ۱۹۷۹ شروع شد، به غیر از مناطق آبیاری شده ای مانند دره هلمند، ارتفاعات نیمه خشک، اکنون یک اکو سیستم شکننده برای حفظ جمعیت قابل توجه تحت فشار بود. در حالی که جنگ بین سال های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ پیش می رفت، اتحادی به رهبری واشنگتن اساساً کشور را به حال خود رها کرد، نه از توافق صلح حمایت کرد و نه در بازسازی کشور کمک مالی نمود.

زمانی که در کشور جنگ داخلی با یک و نیم میلیون کشته و سه میلیون پناهنده، یک اقتصاد ویران، و دسته های بخوبی مسلح جنگ سالار برای کسب قدرت شروع شد، واشنگتن به سادگی نگاهش را برگرداند. در طول سال های کشاکش جنگ وحشیانه داخلی که ادامه یافت، کشاورزان افغان تنها محصولی را که ضامن سود فوری بود، خشخاش را تولید کردند. برداشت تریاک، به بیست برابر و تا ۲۰۰۰ تن در دوران جنگ مخفی سال های ۱۹۸۰، به دو برابر در سال های ۱۹۹۰ جنگ داخلی رسید.

تولید تریاک (۹) در این مدت، باید به عنوان پاسخی به خسارت بسیار زیاد وارد شده از طرف دو دهه جنگ شناخته شود. با بازگشت آن سه میلیون پناهنده به سرزمین جنگ زده، مزارع کشت خشخاش از آن جایی که ۹ بار بیش تر از کشت گندم، کالای سنتی کشور به کارگران نیاز داشت یک نعمت خدادادی اشتغال بود. به علاوه، بازرگانان تریاک با سرعت کافی به تنهایی قادر به انباشت سرمایه بودند تا پول نقد بسیار مورد نیاز کشاورزان فقیر خشخاش را جلو تر و پیش پرداخت ارائه دهند که برابر با بیش از نیمی از درآمد سالانه آن ها بود. آن اعتبار/پول پیش قسط اثبات می کند که برای زنده ماندن بسیاری از روستائیان فقیر حیاتی بود.

در مرحله اول جنگ داخلی از سال ۱۹۹۲ تا سال ۱۹۹۴، جنگ سالاران بی رحم محلی، سلاح و تریاک را در مبارزه سراسر کشور برای کسب قدرت ترکیب کردند. پاکستان از طریق (آی اس آی) کار می کرد و با تحویل سلاح و تأمین مالی به دست نشانده خود حکمتیار، مصمم به نصب متحدان پشتون خود در کابل، پایتخت افغانستان بود. اکنون، او نخست وزیر اسمی ائتلاف سرکش بود که سربازانش دو سال کابل را بمباران و موشک باران کردند و شهر را خراب کردند و حدود ۵۰۰۰۰ افغانی را کشتند (۱۰). هنگامی که او با این حال در تسخیر کابل شکست خورد، پاکستان از نیروی تازه ظهور پشتون، طالبان، یک جنبش بنیادگرا که از مدارس اسلامی میلیتانت پدید آمد، حمایت کرد.

پس از تسخیر کابل در سال ۱۹۹۶ و کنترول بیش تر مناطق کشور، رژیم طالبان از کشت تریاک داخلی حمایت کرد، حفاظت دولت را ارائه داد تا تجارت صادرات و مالیات بسیار مورد نیاز، بر هر دو تولید تریاک و ساخت هروئین را از آن جمع آوری کند. نظرسنجی سازمان ملل نشان داد که، در مدت سه سال اول قدرت، طالبان از محصول تریاک کشور تا ۴۶۰۰ تن، یا ۷۵ درصد تولید جهان را در آن زمان رشد داده و بالابرده است.

در جنوری سال ۲۰۰۰، با این وجود، در حالی که خشک سالی ویران گر به دومین سال خود وارد شد و گرسنگی توده ای در سراسر افغانستان گسترش یافت، دولت طالبان در یک درخواست آشکار برای رسمیت شناختن بین المللی و کمک، به ناگهان دستور لغو(۱۱) تمام کشت تریاک را صادر کرد. بررسی متعاقب سازمان ملل از محصول ۱۰٫۰۳۰روستا آشکار ساخت که این ممنوعیت، برداشت محصول را ۹۴ درصد و تا ۱۸۵ تن کاهش داده است (۱۲)

سه ماه بعد، طالبان هیئتی با ریاست معاون وزیر امور خارجه خود، عبدالرحمن زاهد (۱۳) به مرکز سازمان ملل در نیویورک فرستاد تا به ازای ادامه ممنوعیت تجارت مواد مخدر، آن ها از نظر دیپلوماتیک شناخته شوند. آن لابی در عوض، یک تحریم جدید بر رژیم برای حفاظت از اسامه بن لادن تحمیل نمود.امریکا به عبارت دیگر، در واقع طالبان را با ۴۳ میلیون دالر کمک بشر دوستانه پاداش داد، حتی زمانی که انتقاد سازمان ملل را در ارتباط با بن لادن تأئید کرد. با اعلام این کمک در ماه می ۲۰۰۱، کالین پاول وزیر امور خارجه امریکا گفت:«ممنوعیت کشت خشخاش، تصمیمی که طالبان گرفته را ما خوش آمد می گوئیم» و از رژیم خواست تا «در مورد چندین مسئله اساسی که ما را از هم جدا می کند اقداماتی صورت پذیرد: حمایت آن ها از تروریسم، نقض استاندردهای بین المللی شناخته شده حقوق بشر آن ها، به ویژه برخورد آن ها با زنان و دختران

جنگ علیه ترور(۲۰۱۶۲۰۰۱)

واشنگتن پس از یک دهه نادیده گرفتن افغانستان، پی حملات ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱، دوباره مکانی را جهت انتقام کشف کرد. تنها چند هفته بعد، در اکتبر ۲۰۰۱، امریکا، بمباران کشور و سپس «تهاجمی» را به رهبری جنگ سالاران محلی شروع کرد. رژیم طالبان سقوط کرد (۱۴)، در کلمات گزارشگر کهنه کار نیویورک تایمز آر. دبلیو اپول، با سرعتی « بسیار ناگهانی و غیر منتظره، که مقامات دولتی و مفسران در امور استراتژی به سختی باور می کردند.» اگرچه حملات هوایی امریکا خسارات انسانی و روانی قابل توجهی برجای گذارد، بسیاری جوامع دیگر، بمباران به مراتب گسترده تر را بدون فروپاشی به این روش مقاومت کردند. با نگاهی به گذشته، به نظر می آید که ممنوعیت کشت تریاک، طالبان را از نظر اقتصادی ورشکست کرده بود، و حکومت مذهبی او را با یک پوسته توخالی بر جای گذاشته بود که با اولین بمباران امریکا درهم شکست.

افغانستان در دو دهه گذشته سهم بیشتر منابع خود سرمایه، زمین، آب و کار را به تولید تریاک و هروئین اختصاص داده بود. زمانی که طالبان کشت را غیرقانونی کرد، کشور از نظر کشاورزی، از یک تک محصول تریاک، کمی بیشتر شده بود. تجارت مواد مخدر برای اکثر درآمدهای مالیاتی، تقریباً تمام درآمد صادراتی و بیشتر اشتغال او به حساب می آمد. در این زمینه، ریشه کن کردن تریاک ثابت کرد که یک خود کشی اقتصادی بود و جامعه ای را که ضعیف شده بود، به آستانه سقوط کشاند. در واقع، بررسی سازمان ملل در سال ۲۰۰۱، نشان داد که ممنوعیت کشت تریاک «منجر به ضرر بسیار زیاد درآمد برای حدود ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر»، ۱۵ درصد جمعیت، از جمله ۸۰۰ هزار کشاورز، ۴۸۰ هزار کارگر دوره گرد، میلیون ها وابستگان آن ها گشته است.

در حالی که عملیات بمباران در سراسر ماه اکتبر۲۰۰۱ شدت داشت، سیا ۷۰ میلیون دالر(۱۵) «پرداخت نقد به صورت مستقیم» جهت بسیج ائتلاف قدیمی خود از جنگ سالاران قبیله ای برای شکست طالبان خرج کرد، هزینه ای که رئیس جمهور بوش بعداً از آن به عنوان یکی از بزرگ ترین « معامله چانه زنی» تاریخ نام برد. برای فتح کابل و دیگر شهرهای کلیدی ، سیا پول خود را در حمایت از رهبران ائتلاف شمالی (۱۶) گذاشت، که طالبان هرگز آن ها را به طور کامل شکست نداده بود. آنها، در مقابل، در سال های حکومت طالبان بر قاچاق تریاک در مناطق شمال شرقی افغانستان کنترول و تسلط طولانی داشتند. در این میان، سیا هم چنین نظری به گروهی از جنگ سالاران پشتون (۱۷) در حال رشد داشت که در قاچاق مواد مخدر در بحش جنوب شرقی کشور فعال بودند. در نتیجه، وقتی که طالبان شکست خورد، قبلاً پایه از سرگیری کشت تریاک و تجارت مواد مخدر در یک مقیاس بزرگ، بنا شده بود.

زمانی که کابل و مراکز ولایت ها گرفته شد، سیا به سرعت کنترول عملیات را به نیروهای ائتلاف یونیفرم پوش و مقامات غیرنظامی واگذار کرد، که برنامه های سرکوب مواد مخدر نامربوط آن ها (۱۸) در سال های آینده، در نهایت، افزایش سود حاصل از قاچاق هروئین را ابتدا به آن جنگ سالاران، و در سال های بعد، تا اندازه زیادی برای چریک های طالبان باقی می گذارد. در اولین سال اشغال امریکا، قبل از آن که آن طالبان بتواند خود را بازسازی بکند، برداشت تریاک افزایش و به ۳۴۰۰ تن رسید (۱۹). در یک توسعه بدون سابقه تاریخی، قاچاق مواد مخدر، مسئول ۶۲ درصد تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۲۰۰۳ بود. در چند سال اول اشغال امریکا، وزیر دفاع امریکا دونالد رامسفلد (۲۰)، «علائم رشد پول مواد مخدر سرازیر شده به طالبان را رد کرد»، در حالی که سیا و ارتش امریکا «چشم خود را به فعالیت های مربوط به مواد مخدر توسط جنگ سالاران برجسته می بستند

امریکا در اواخر سال ۲۰۰۴، پس از تقریباً دو سال که هیچ علاقه ای به موضوع نشان نداد، کنترول تریاک را به متحدان انگلیسی و آموزش پولیس را به آلمان ها واگذار کرد، ولی ناگهان کاخ سفید با درد سر عمال و عناصر اطلاعاتی سیا روبه رو شد که ادعا می کردند گسترش تجارت مواد مخدر(۲۱) منجر به احیای نیروی رقیب طالبان شده است.

وزیر امور خارجه پاول، آن موقع بر یک استراتژی تهاجمی مبارزه با مواد مخدر، از جمله به سبک ویتنام برای ازبین بردن گیاهان با بمباران هوایی در بخشی از مناطق روستایی افغانستان، اصرار کرد. اما سفیر امریکا زلمی خلیل زاد در برابر این رویکرد مقاومت کرد، که از طرف متحد داخلی اشرف غنی، و سپس وزیر مالی کشور(و حال رئیس جمهور آن حمایت شد)، و اخطار دادند (۲۲) که این چنین برنامه ریشه کن ساختن گیاهان در کشور، بدون ۲۰ میلیارد دالر کمک خارجی برای ایجاد «امرار معاش جایگزین» یعنی «گسترش فقر).

واشنگتن به عنوان مصالحه، با آموزش تیم ها ی ریشه کن سازی دستی (۲۳) کشت تریاک بر روی پیمانکار خصوصی مانند دین کورپ تکیه کرد. با این حال، تا سال ۲۰۰۵، طبق خبرنگار نیویورک تایمز کارلوتا گال، آن رویکرد «چیزی شبیه یک شوخی شده بود. دو سال بعد، زمانیکه شورش طالبان و کشت تریاک (۲۴)، هر دو در آن چه که به نظر یک روش همکاری بود توسعه یافت، سفارت امریکا دوباره بر کابل فشار آورد تا نوع هوایی حذف گیاهان حمایت شده توسط امریکا در کلمبیا را قبول کند. رئیس جمهور حامد کرزی (۲۵) مخالفت کرد، و این مشکل حیاتی حل نشد.

بررسی سازمان ملل در سال ۲۰۰۷ از تریاک افغانستان نشان داد که برداشت سالانه (۲۶) تا ۲۴ درصد و به رکورد ۸۲۰۰ تن، یعنی به ۵۳ درصد تولید ناخالص داخلی کشور و ۹۳ درصد عرضه هروئین قاچاق جهان افزایش یافته است. سازمان ملل به طور قابل توجهی اعلام داشت که چریک های طالبان «شروع به استخراج منابع اقتصادی مواد مخدر برای سلاح، تدارکات و حقوق ملیشا» کرده اند. مطالعه یک مؤسسه صلح (۲۷) امریکایی نتیجه گرفت که تا سال ۲۰۰۸، این جنبش ۵۰ آزمایشگاه هروئین در قلمرو خود داشت و ۹۸ درصد مزارع خشخاش کشور را کنترول می کرد. آن سال، گزارش شد که ۴۲۵ میلیون دالر مالیات وضع شده بر قاچاق تریاک  جمع آوری کرده است، که منجر به بودجه لازم جهت استخدام جنگ جویان جوان از روستاها گشت. هر یک از چریک های مربوطه توانست بر حقوق ماهانه ۳۰۰دالر(۲۸) حساب کند، که خیلی بیشتر از دستمزد به عنوان کارگر کشاورزی بود.

واشنگتن در اواسط سال ۲۰۰۸، جهت جلوگیری از گسترش شورش، تصمیم گرفت تا ۴۰ هزار(۲۹) سرباز جنگی بیشتر به کشور افغانستان بفرستد، و شمار نیروهای متفقین را به ۷۰ هزار نفر رساند. با توجه به نقش درآمد تریاک برای کارکنان طالبان، وزارت خزانه داری امریکا سلول تهدید مالی افغانستان (۳۰) را تشکیل داد و ۶۰ نفر از تحلیل گران خود را در واحد مبارزه با اتهام قرار داد که حملات استراتژیکی بر تجارت مواد مخدر راه بیاندازند.

با استفاده از روش های کمی «تجزیه و تحلیل شبکه های اجتماعی» و «نفوذ شبکه مدل سازی»، آن دسته از کارشناسان مدنی (۳۱) اغلب، طبق گفته یکی از تحلیل گران کهنه کار، «با اشاره به کارگزاران حواله [طلبکاران روستایی] به عنوان گره مهم درون یک شبکه شورشی، باید سربازان جنگ امریکایی را با « یک دوره اقدام عملی به معنای واقعی، جهت لگد زدن و خراب کردن دفاتر حواله و بستن آن ها تحریک کرد.» این چنین اقدامات «بسیار بحث انگیز» ممکن است « به طور موقت شبکه مالی یک گروه شورشی را کاهش دهد»، اما آن دستاوردها « به قیمت ناراحت کردن کل دهکده است» که برای وام قانونی، وابسته به وام دهنده است، که « کسب و کار اکثر حواله دهندگان است». به این ترتیب، یکبار دیگر، حمایت از طالبان رشد می یابد.

در سال ۲۰۰۹، چریک ها به اندازه ای سریع رشد کردند که دولت جدید اوباما با « افزایش ناگهانی» قدرت سربازان امریکا را تا ۱۰۲ هزار نفر برگزید که طالبان را فلج کنند. استراتژی جدید جنگ رئیس جمهور اوباما رسماً در تاریخ ۱۳فبروری ۲۰۱۰، پس از ماه ها استقرار سربازان، در مارجه، شهر بازاری دور افتاده در ولایت هلمند راه اندازی شد (۳۲). پس از امواج فرود هلی کوپترها در حومه آن و برخاستن غبار، صدها نفر تفنگدار با سرعت از مزارع جوانه های خشخاش به سوی محوطه های دیوارهای گلین شهر عبور کردند. اگرچه که هدف آن ها چریک های طالبان محلی بود، تفنگداران (۳۳) در واقع مرکز تجارت جهانی تریاک را اشغال کرده بودند. چهل درصد از عرضه قاچاق مواد مخدر دنیا در مناطق اطراف این حوزه پرورش می یافت و اکثر آن محصول در مارجا تجارت می شد .

یک هفته بعد، فرمانده امریکا جنرال استنلی مک کریستال و معاون رئیس جمهور افغانستان کریم خلیلی، با هلی کوپتر وارد شهر شد و برای رسانه ها از عمل کرد در استراتژی ضد شورش جدید به خبرنگاران گفت:« که برای پاک سازی روستاهایی مانند مارجه بسیار مطمئن است.» ولی این چنین نشد، و بدین دلیل، تجارت تریاک، جشن آن ها را بهم زد. یک بیوه زن افغان (۳۴) با سر و صدای بلند به کشاورزان هم کار اعلام کرد:«اگر آن ها با تراکتورها آمدند، اول باید مرا بکشند و از روی جسد من بروند، قبل از این که بتوانند کشت خشخاش مرا ازبین ببرند.» یکی از مقامات سفارت امریکا که با تلفن ماهواره از مزارع تریاک صحبت می کرد، به من گفت:« بدون مبارزه با تولید مواد مخدر در ولایت هلمند، نمی توان در این جنگ برنده شد

وقتی که این وقایع را تقریباً شش سال پیش می دیدم، مقاله ای برای سایت پیام تام (۳۵) نوشتم و با هشدار، شکست را پیش گویی کردم. به بیان ساده، به اندازه ای ساده که حتی واشنگتن هم می توانست آن را درک کند، در آن زمان نوشتم: «انتخاب به اندازه کافی روشن است»، «ما می توانیم هم چنان در جنگی بیرحمانه، با نتیجه ای نامشخص، بازهم با خون بیشتری، این خاک مرگ بار را بارور سازیم و یا می توانیم در بازسازی این سرزمین خشک کهن، با سبز کردن باغ ها، با پرکردن گله و رمه، و بازسازی مزارع خراب شده در طول دهه ها جنگ کمک کنیم تا دوباره محصولات غذایی به جایگزینی مناسب برای تریاک تبدیل گردد. ما تنها زمانی می توانیم کشت مواد مخدر را از بین بیریم که دیگر شرایطی برای کشت آن وجود نداشته باشد

طرح اوباما جهت افزایش تعداد پرسونل نظامی، با حمله به چریک ها، اما نادیده گرفتن برداشت محصولی که هر بهار شورشیان جدیدی را تأمین مالی می کند، خیلی زود دچار شکست پیش گویی شده گشت. طبق گزارش نیویورک تایمز، به محض این که سال ۲۰۱۲ پایان یافت، چریک های طالبان (۳۶)، «بزرگ ترین فشار ائتلاف به رهبری امریکا را تحمل کردند.» پس از افت نیروهای ائتلاف جهت انجام طرح آخرین مهلت اوباما در دسامبر ۲۰۱۴ برای «پایان دادن» به عملیات جنگی امریکا، کاهش عملیات هوایی به طالبان اجازه داد تا حملات زیادی را در شمال، شمال شرقی، و جنوب افغنستان راه اندازی کند که منجر به رکورد کشتار سربازان ارتش و پولیس افغان گشت.

در آن زمان، جان سوپکو، بازرس ویژه امریکا برای افغانستان، شرحی(۳۷) جهت بقای طالبان ارائه داد. علی رغم هزینه های سرسام آور ۷ میلیارد و ششصد میلیون دالر جهت برنامه «ریشه کن سازی مواد مخدر» در دهه های گذشته، او نتیجه گرفت که:«با هر معیار قابل تصور، ما شکست خورده ایم. تولید و کشت بالاست، ممنوعیت و ریشه کن سازی پائین است، حمایت مالی به شورشیان بالاست، و معتادی و سوء استفاده در سطح بی سابقه ای در افغانستان است

درواقع، در سال ۲۰۱۳، محصول تریاک رکوردی (۳۸) برابر ۲۰۹ هزار هکتار را پوشش داد، که برداشت را تا ۵۰ درصد و به ۵۵۰۰ تن افزایش داد. برداشت گسترده منجر به تولید ۳ میلیارد دالر درآمد غیرقانونی گشت، که حدود ۳۲۰ میلیون دالر از آن، بخوبی بیش از نیمی از درآمد مالیات طالبان بود. سفارت امریکا این ارزیابی ملالت انگیز را تأئید کرد (۳۹) و آن را « ثروتی باد آورده برای شورشیان، که از تجارت مواد مخدر تقریباً در هر سطحی سود می برند» درآمدی نامشروع خواند.

در حالی که محصول تریاک سال ۲۰۱۴ برداشت شد، نظر سنجی جدید سازمان ملل نشان داد که روند ملال انگیز، با مناطق افزایش کشت به رکورد ۲۲۴ هزار هکتار (۴۰) و محصول ۶۴۰۰ تن، نزدیک اوج تاریخی، فقط ادامه داشته است. در ماه می ۲۰۱۵، سوپکو با تماشای ورود این سیل مواد مخدر به بازار جهانی، در حالی که هزینه امریکا در مبارزه با مواد مخدر تا ۸ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دالر افزایش یافته بود، سعی کرد که آن شرایطی را ترجمه کند که برای تمام امریکایی ها(۴۱) اتفاق می افتد. او گفت:«افغانستان تقریباً ۵۰۰ هزار جریب، یا حدود ۷۸۰ مایل مربع، به کشت خشخاش اختصاص داده است. آن برابرست با بیش از ۴۰۰هزار زمین فوتبال در امریکا از جمله بخش های پایانی آنست

طالبان در فصل جنگ در سال ۲۰۱۵، بطور قاطعانه ای ابتکار مبارزه را در دست گرفت و به نظر رسید که تریاک هر چه از همیشه عمیق تر در عملیات او جای گرفت. نیویورک تایمز گزارش کرد (۴۲) که رهبر جدید جنبش، ملا اختر منصور، «در میان اولین مقامات مهم طالبان بود که به تجارت مواد مخدر مرتبط بود و بعداً جمع کننده منبع اصلی مالیات برای تجارت مواد مخدر شد که سود بسیار زیادی ایجاد کرد. پس از ماه ها فشار بی امان بر نیروهای دولتی در سه ولایت شمالی، اولین عملیات اصلی گروه تحت ریاست او، دو هفته تسخیر شهر استراتژیک کندوز بود، که اتفاقاً در «مسیر پردرآمد مواد مخدر کشور قرار دارد (۴۳) که تریاک را از خشخاش فراوان ولایت های جنوب به تاجیکستان به روسیه و به اروپا می برند.» واشنگتن مجبور شد که خروج برنامه ریزی شده بیشتر نیروهای جنگی را توقف سازد(۴۴).

سازمان ملل، در میان تخلیه عجولانه دفاتر نیروهای منطقه ای خود در ولایت های تهدید شده شمالی، نقشه ای در اکتبر منتشر ساخت که طالبان کنترول «بالا» یا «شدیدی»(۴۵) را در بیش از نیمی از مناطق روستایی کشور دارد، از جمله در بسیاری که آن ها قبلاً حضور قابل توجهی نداشتند. طی یک ماه، طالبان حملاتی (۴۶) در مناطق سراسر کشور به راه انداخت که در تصرف و نگه داشتن قلمرو، تهدیدی برای پایگاه های نظامی در ولایت شمالی فریاب و محاصره تمام مناطق در جنوب هرات بود.

تعجبی ندارد، که حملات سنگین در مرکز خشخاش در ولایت هلمند بود، جایی که نیمی از محصول تریاک کشور آن موقع رشد می کرد، و نیویورک تایمز گفت:«تجارت پردرآمد تریاک آن جا را برای طرح های اقتصادی شورشیان حیاتی ساخته بود.» در اواسط دسامبر، پس از تسخیر پوسته  های تلاشی، پس گرفتن اکثر ولایت ها، و عقب راندن نیروهای امنیتی دولت در پاشنه های خود، چریک ها به تسخیر مرکز تجارت هروئین، مارجه نزدیک شدند (۴۷)، همان محلی که حرکت موج خروشان اشباع رسانه ای رئیس جمهور اوباما در سال ۲۰۱۰ بود. چنانچه نیروهای عملیات ویژه و نیروی هوایی امریکا برای کمک به نیروهای «کم روحیه » افغان مداخله نکرده بودند، بدون شک شهر و ولایت سقوط می کرد. در اوایل سال ۲۰۱۶، بیش از ۱۴ سال پس از «آزاد شدن» افغانستان توسط حمله امریکا، دولت اوباما در یک عقب گرد از سیاست کم کردن نیروهای قابل توجه امریکا، بنابه گزارش ها «صدها» پرسونل جدید را در یک نیمه افزایش به ولایت هلمند اعزام کرد (۴۸) تا نیروهای متزلزل دولتی را تقویت کند و مانع «جایزه اقتصادی» شورشیان از پرحاصل ترین مزارع خشخاش جهان گردد.

پس از فاجعه فصل جنگ در سال ۲۰۱۵، که منجر به آن چیزی بر ارتش افغان شد که مقامات امریکایی آن را تلقات «ناپایدار» (۴۹) و سازمان ملل آن را «وحشت واقعی» رکورد تلفات مردم عادی (۵۰) نامیدند، زمستان سخت و طولانی در سراسر کشور هیچ مهلتی ارائه نداده است. در حالی که سرما و برف جنگ در اطراف کشور را کند کرد، طالبان عملیات خود را با پنج بمب گذاری عظیم (۵۱) در کابل و دیگر مناطق کلیدی شهری در اولین هفته جنوری به شهرها تغیر داد، و متعاقب آن یک حمله انتحاری (۵۲) بر مجتمع پولیس در پایتخت داشت که منجر به کشته شدن ۲۰ افسر شد.

در همین حال، زمانی که برداشت محصول سال ۲۰۱۵ پایان یافت، کشت تریاک کشور، پس از شش سال رشد پایدار، ۱۸ درصد کاهش داشت و به ۱۸۳ هزار هکتار رسید و بازده محصول با شدت (۵۳) به ۳۳۰۰ تن کاهش یافت. در حالی که مقامات سازمان ملل بسیاری از این کاهش را به خشکسالی (۵۴) و گسترش (۵۵) انگل خشخاش نسبت دادند، شرایطی که ممکن است در سال ۲۰۱۶ ادامه نیابد، روند بلند مدت هنوز یک ترکیب نامشخص از خبرهای مثبت و منفی است. در انبوه داده های منتشر شده در گزارشات مواد مخدر سازمان ملل یک آمار مهم و قابل توجه (۵۶) مخفی شده است:« در حالی که اقتصاد افغانستان از سال کمک های بین المللی رشد می یابد، سهم تریاک در تولید ناخالص داخلی به طور پیوسته از یک نرخ وحشتناک ۶۳ درصدی در سال ۲۰۰۳ به نرخ بیشتر قابل کنترول ۱۳ درصدی در سال ۲۰۱۴ کاهش یافت. حتی از آن جایی که سازمان ملل می گوید:« وابستگی به اقتصاد مواد مخدر در سطح کشاورزی در خیلی از جوامع روستایی هنوز بالاست

نیویورک تایمز اخیراً گزارش داد(۵۷): در ولایت هلمند در سطح محلی، «مقامات دولتی افغان به طور مستقیم نیز درگیر تجارت تریاک هستند.» آن ها با انجام این کار، «رقابت با طالبان را در مبارزه برای کنترول قاچاق مواد مخدر» گسترش می دهند، در حالی که «مالیاتی که بر کشاورزان می بندند، عملاً شبیه همان مالیاتی است که طالبان استفاده می کند»، و بخشی از سودهای نامشروع خود را «به زنجیر بالایی ها، تا مقامات کابل می رسانند، که اطمینان حاصل کنند مقامات محلی حمایت بالاترها را حفظ کنند و رشد تریاک هم چنان ادامه یابد

هم زمان، تحقیقات شورای امنیت سازمان ملل نشان داد (۵۸) که طالبان به طور سیستماتیک «در زنجیر عرضه در هر مرحله از تجارت مواد مخدر بهره برده است، و ۱۰ درصد کاربر مالیات بر کشت تریاک در هلمند جمع آوری کرده است، و برای کنترول آزمایشگاه های هروئین جنگ کرده است، و به عنوان «ضمانت کننده اصلی قاچاق تریاک خالص و هروئین خارج از افغانستان» عمل کرده است.

طالبان به سادگی تنها مالیات قاچاق را نمی گیرد، بلکه در حال حاضر عمیقاً و مستقیم در آن درگیر است، و تایمز اضافه (۵۹) می کند:« مشکل است تا گروهی را از کارتل های اختصاصی مواد مخدر تشخیص داد.» روند بلند مدت هر چه می خواهد باشد، تریاک برای آینده قابل پیش بینی، به طور عمیق با اقتصاد روستایی، شورشیان طالبان، و دولتی فاسد که مجموع آن معمای افغان است گرفتار باقی می ماند.

طالبان با درآمد فراوان از سیر محصولات زراعی گذشته، بدون شک برای فصل جنگ جدید که با شروع بهار می آید، آماده خواهد بود. در حالی که برف از کوهستان ذوب و سرازیر می شود، و شاخه های خشخاش از زمین جوانه می زنند، همانند ۴۰ سال گذشته، ارتش جدید استخدامی از جوانان آماده جنگ برای نیروهای شورشی خواهد شد.

بریدن گره کور افغان

برای اکثر مردم جهان، فعالیت اقتصادی، تولیدات و مبادلات کالا، اولین نقطه تماس با دولت است، مانند سکه و پول های که هرکسی در جیب خود حمل می کند. اما زمانی که مهم ترین کالای یک کشور غیرقانونی است، پس وفاداری های سیاسی به طور طبیعی به شبکه های مخفی که تولید را با راحتی از مزارع به بازارهای خارجی منتقل می کند، کمک مالی، وام، و اشتغال را در هر قدم از راه فراهم می کند، تغیر می کند. جان سوپکو شرح می دهد (۶۰) که:«تجارت مواد مخدر بخش مالی افغانستان را مسموم می کند وبه رشد اقتصاد غیرقانونی کمک می رساند.» این در عوض، از طریق فساد، تغذیه شبکه های جنایتکار، و ارائه کمک مالی قابل توجهی به طالبان و دیگر گروه های شورشی، مشروعیت دولت افغان را تضعیف می کند.

واشنگتن پس از ۱۵ سال جنگ ادامه دار در افغانستان، با همان انتخابی روبه رو شده است که پنج سال پیش داشت، زمانی که جنرال های اوباما با هلی کوپتر، تفنگداران امریکایی را برای شروع موج خروشان خود به مارجه منتقل کردند. امریکا درست مانند پانزده سال گذشته، می تواند در همان دام دور بی پایان باقی بماند، و با هر ارتش جدید جنگجویان روستایی که به نظر می رسد هرسال بطور کامل مسلح از مزارع خشخاش کشور شکوفه می دهد، بجنگند. در این نقطه، تاریخ یک چیز به ما می گوید: در این سرزمین که تریاک با دندان های اژدها کشت شده است، امسال، سال آیند، و سال بعد از آن ارتش جدید چریکی موجود خواهد بود.

حتی در افغانستان مشکل دار، با این حال، جایگزین هایی وجود دارند که مجموع آن ها می تواند بطور بالقوه برشی برای این گره کور مشکل سیاسی باشد. به عنوان گام اول و اساسی، ممکن است زمانش فرار رسیده باشد که صحبت در باره اعزام گروه بعدی سربازان متوقف گردد و رئیس جمهور اوباما طرح خود مبنی بر خروج پرسونل را کامل کند.

در گام بعدی، حتی اگر بخشی از آن همه بودجه نظامی تلف شده در مناطق روستایی افغانستان سرمایه گذاری شود، می تواند برای میلیون ها کشاورزی که برای اشتغال وابسته به محصول تریاک هستند، الترناتیوی های اقتصادی تولید کند. چنین پولی می تواند آن زمین باغ های میوه فنا شده، گله ها و رمه های به غارت رفته، انبارهای بذر، و سیستم تخریب شده آبیاری ذوب برف را، که قبل از یک دهه جنگ، یک کشاورزی متنوع را حفظ می کرد، بازسازی کند. اگر جامعه بین المللی می تواند از طریق چنین توسعه پایدار روستایی هم چنان به کم شدن وابستگی کشور به قاچاق تریاک به ۱۳ درصد تولید ناخالص داخلی کنونی اشاره کند، پس شاید افغانستان بتواند کشور پیشتاز مواد مخدرجهان نباشد و آن چرخه سالانه، بالاخره شکسته شود.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی