.

مقاله ها

داعش شاخه خراسان چیست؟

 

 

تمیم عاصی

ظهور داعش شاخه خراسان در اواخر سال ۲۰۱۴ و انکشاف و عملیاتی شدن آن در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ در چندین ولایت افغانستان گفتمان‌ها و مباحث جنجال‌برانگیز امنیتی، سیاسی و منطقه‌ای را برانگیخته است. ابتدا حضور داعش در افغانستان انکار شد و بعد از چند زمانی هم کم‌اهمیت جلوه داده شد. اما این گفتمان‌ها در حد افراط و تفریط و گمانه‌زنی‌هایی بیش نبوده است. متأسفانه این مباحث و گفتمان‌ها سیاست‌زده، اغراق‌آمیز و من‌حیث حربه سیاسی در بازار سیاست و امنیت افغانستان به کار گرفته شده است و هیچ مبنای علمی و اطلاعاتی نداشته است. 

حملات پیاپی گروه موسوم به خلافت اسلامی ولایت خراسان در مناطق شیعه‌نشین شهر‌های عمده‌ی افغانستان من‌جمله کابل، شهادت بزرگان قوم شینوار با بیرل بمب و حملات برق‌آسایش بر پوسته‌های نیرو‌های امنیتی و دفاعی در ولسوالی‌های ولایت ننگرهار، سوالات متعددی را نزد سیاست‌گذاران امنیتی و استراتژیک افغانستان و منطقه در آن زمان برانگیخت. حکومت و نهاد‌های امنیتی افغانستان هم در تشریح و توضیح پدیده داعش شاخه خراسان به شکل مسلکی، نظام‌مند و چارچوبی تا جایی که رازداری و سری نگه‌داشتن اسرار حکومتی نقض نگردد برای مردم عام کار خوبی را انجام ندادند چی بسا در بسیاری موارد خود حکومت نیز برداشت‌ها و معلومات ضد و نقیض در مورد ماهیت، هدف، تشکیلات و قدم‌های بعدی گروه موسوم به داعش شاخه خراسان داشت.

از سوی دیگر نیرو‌های امنیتی و دفاعی افغان قربانی‌های زیادی را در مقابله با داعش و برای محدود و مهارسازی حضور داعش شاخه خراسان در افغانستان متحمل شدند، اما دست‌آورد‌های پر رنگی نیز داشتند، من‌جمله تا هنوز هر سه رهبر داعش ولایت خراسان کشته شده‌اند و هر رهبر دیگرشان که نیز معرفی شده است شناسایی و از طریق ضربات هوایی و یا عملیات‌های خاص کشته خواهد شد و این دلیل اساسی است که اخیراً داعش شاخه خراسان از معرفی علنی امیر جدیدش هم‌مانند قبل ابا ورزیده است. در سطح تکتیکی نیز یک‌سوم رهبری داعش شاخه خراسان از اثر عملیات‌های نیرو‌های افغان کشته، متواری و یا هم تسلیم شده‌اند.

اما با وجود تمام این دست‌آوردها، هنوز هم ماهیت، چیستی و کیستی این گروه تکفیری برای مردم افغانستان تعریف و ترسیم نشده است. در این نوشته من کوشش مینمایم تا به شکل فشرده و در یک چارچوب علمی، اکادمیک و بدور از پیش‌داوری‌های سیاسی، اطلاعاتی و امنیتی گروه موسوم به داعش شاخه‌ی خراسان را در شش محور اساسی تشریح و توضیح نمایم. 

منابع من در تشریح این پدید منابع باز بوده و از نوشته نویسنده‌گانی چون انتونیو گوستوزی، عثمان برهان، کیت کلارک، تیو فارل و یک‌عده دیگر از نویسنده‌گان و محققان استفاده کرده‌ام. در این نوشته از منابع محرم حکومتی در زمان وظیفه من در حکومت وحدت ملی استفاده نشده است اما تحلیل‌ها و برداشت‌های بنده در تشریح و توضیح این پدیده به کار گرفته شده است. اما گروه موسوم به داعش شاخه خراسان چیست؟ کیست؟ چی می‌خواهد؟ و چه باید کرد؟ سوالات اساسی‌ای است که در این نوشته به آن خواهم پرداخت .

الف. ماهیت و ترکیب داعش شاخه خراسان:

داعش شاخه خراسان اساساً ترکیبی از ناراضیان و پرچم تبدیلی‌ها گروه‌های افراطی و وهابی داخلی هم‌مانند طالبان، شبکه حقانی، حزب اسلامی، حرکت اسلامی و امثالهم و گروه‌های تروریستی خارجی در درجه اول گروهک‌های پاکستانی هم‌مانند تحریک طالبان پاکستان، لشکر طیبه، جیش محمد، سپاه صحابه – در درجه دوم گروهک‌های تروریستی آسیای میانه و چینی مانند جنبش به اصطلاح اسلامی ازبکستان، انصارالله تاجیکستان، جندالله و جنبش ترکستان شرقی و در درجه سوم اعراب مرتبط به گروه القاعده و خلافت خود خوانده داعش از سوریه و عراق است. 

در این میان پروژه‌های استخباراتی کشور‌های منطقه نیز هستند که گروه‌های مختلف را تحت نام و پرچم داعش تسلیح و تجهیز کرده‌اند تا بازی‌های خاص استخباراتی‌شان را دنبال نمایند. مثلاً یکی از واقعیت‌های از چشم انداخته شده هم‌زیستی و همکاری تنگاتنگ شبکه حقانی با داعش شاخه‌ی خراسان است.

 در این اواخر به وضوح دیده می‌شود که شبکه‌ی حقانی حملاتش را تحت چتر و نام داعش در شهر‌ها انجام می‌دهد. این تبانی به این خاطر است تا از یک طرف فشار بین‌المللی را بر میزبانانش در آن‌سوی خط فرضی دیورند بکاهد و از هم طرف دیگر با نقاب و لباس داعش به حملاتش علیه مردم بی‌گناه و نیرو‌های امنیتی افغان ادامه بدهد. این تغییر تکتیک به اساس فرمایش میزبان و حامیان‌شان در آن‌سوی خط فرضی دیورند انجام شده است.

بدنه اصلی داعش شاخه خراسان را در افغانستان تروریست‌های پاکستانی (افریدی و اورکزی) و آسیای میانه (ازبک، تاجیک و ایغور چینایی) همراه با افغان‌هایی که قبلاً در صفوف طالبان، حزب اسلامی، حرکت اسلامی و دیگر احزاب جهادی بودند می‌سازند. 

اعضای شورای رهبری خلافت خود خوانده داعش در عراق و سوریه شاخه‌هایش را در سرتاسر جهان بعد از این که پول هنگفتی از فروش تیل، قاچاق آثار عتیقه و غیره به دست آوردند ایجاد کردند، مانند داعش شاخه قفقاز، داعش شاخه لیبیا، داعش شاخه فیلیپین و امثالهم و روی همین ملحوظ بود که چون بنیان‌گذار داعش ابو مصعب الزرقاوی و یک تعداد دیگر از شورای رهبری داعش در افغانستان در زمان حکومت طالبان و حضور القاعده نقش داشتند و در این‌جا علیه حکومت مشروع وقت شهید استاد ربانی در تبانی با طالبان می‌جنگیدند، خواهان آغاز به کار داعش شاخه خراسان در افغانستان شدند. داعش شاخه خراسان جغرافیای افغانستان، ایران، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و چین را به زعم خودشان مربوط ولایت خراسان دانسته و هیچ نوع حاکمیت ملی و مرز را در این جغرافیا به رسمیت نمی‌شناسند.

ب. هدف:

داعش شاخه خراسان سه هدف اصلی و حد اقل پنج هدف فرعی را دنبال می‌کند.

 سه هدف اصلی آن‌ها مرتبط به هم و تکمیل کننده یک‌دیگر می‌باشد:

۱. تصرف یک جغرافیا و ایجاد پناه‌گاه‌های امن در داخل خاک افغانستان و پاکستان. 

۲- . جمع‌آوری تمامی گروهک‌های تروریستی و سلفی تحت یک چتر و ادامه جنگ علیه حکومت افغانستان و نیرو‌های خارجی مستقر در افغانستان

 ۳- هدف‌گیری ایران، روسیه و آسیای مرکزی و منافغ این کشور‌ها از طریق راه‌اندازی جنگ فرقه‌ای در افغانستان و پاکستان.

اما اهداف فرعی داعش شاخه خراسان متعدد و فراوان است که می‌شودپنج‌تایآن را بر شمرد:

 ۱. ایجاد پناه‌گاه‌های امن در مناطق کوهی و مرزی افغانستان روی ملحوظات دفاعی و لوژستیکی.

 ۲. ایجاد شبکه وسیع مالی و لوژستیکی برای تمویل و اکمالات عملیات‌ها.

 ۳. ارتباط‌گیری با گروه‌ها افراطی هم‌فکر و جلب و جذب آن‌ها تحت چتر داعش.

 ۴. ایجاد سلول‌ها و شبکه‌های ده تا بیست نفری در شهر‌های بزرگ افغانستان و پاکستان.

 ۵. طرح و راه‌اندازی حملات گروهی و انتحاری علیه شیعیان و مراکز آن‌ها در شهر‌های بزرگ افغانستان به خاطر شعله‌ورسازی یک جنگ فرقه‌ای هم‌مانند عراق و سوریه.

ج. ساختار تشکیلاتی:

داعش شاخه خراسان متشکل از یک فرستاده خاص، والی ولایت خراسان، امیر، معاونین امیر و روسای کمیسیون‌های هشت‌گانه داعش در ولایت خراسان است. فرستاده خاص خلیفه‌ی خودخوانده ابوبکر البغدادی و والی ولایت خراسان با منظوری شخص خلیفه و شورای رهبری داعش در سوریه و عراق تعیین می‌شود. عمدتاً این‌ها افغان‌هایی استند که تجربه جنگ در سوریه و عراق را داشته و به زبان عربی بلدیت دارند و القاب الخراسانی، العراقی و امثالهم می‌گیرند اما در شورای رهبری داعش شاخه خراسان همیشه یک ازبک، عرب و اویغور چینایی نیز حضور دارد.

ارتباطات بین داعش شاخه خراسان از طریق تیلفون‌های ستلایت و بعضا انترنت تامین می‌شود و هیأت‌هایی هم از طریق پاکستان و امارات متحده عربی و بعضاً ایران نیز بین داعش شاخه خراسان و داعش مرکزی رد و بدل می‌شوند. کمیسیون‌های هشت‌گانه داعششاخه خراسان شامل: کمیسیون نظامی، کمیسیون استخبارات، کمیسیون مالی، کمیسیون تهیه و تدارکات و لوژستیک، کمیسیون تبلیغ و امور دینی، کمیسیون ارتباطات عامه و تبلیغات، کمیسیون نظم و عدالت، و کمیسیون صحی و تعلیم و تربیت می‌باشد.هر کمیسیون را یک امیر و نایب امیر کنترول می‌کند و به والی و فرستاده خاص پاسخگو می‌باشند.

در بین کمیسیون‌های هشت‌گانه تنها سه کمیسیون است که بیش‌ترین منابع و فعالیت را دارد. کمیسیون نظامی داعش شاخه خراسان گروپ‌ها عملیاتی ۱۵-۲۰ نفری برای جنگ‌های چریکی و میدانی و هم‌چنان گروه‌های آماده‌باش انتحاری دارد. داعش شاخه خراسان بنابر تخمین‌های مختلف بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ دالر برای هر عضو خود ماهانه معاش می‌دهد و برای بازمانده‌گان هر انتحار کننده ۳ هزار دالر می‌دهد. این رقم به مراتب بلندتر از معاشی است که طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی برای افراد و اعضای‌شان می‌دهند. روی همین ملحوظ است که در ابتدا داعش با این گروه‌ها همکاری نمود و بعد از چندی به خاطر جذاب بودن شرایط مالی و لوژستیکی داعش اعضای گروهی چون طالبان و دیگر گروه‌ها را در صفوف این گروه جذب می‌شوند.

د- شیوه کار و طرز فعالیت:

شیوه کار داعش شاخه خراسان هم‌مانند داعش مرکزی در چهار مرحله تنظیم و ترتیب می‌گردد:

 مرحله اول: شناسایی یک مکان جغرافیای مناسب برای آغاز کار.

 مرحله دوم: آغاز تبلیغات و جلب و جذب نرم.

 مرحله سوم: آموزش نظامی و تسلیح افراد و بالاخره

 مرحله چهارم: آغاز عملیات‌های برق‌آسا و تصفیه‌ای.

اساساً در مراحل ابتدایی، داعش بدور از انظار عامه و مخفی فعالیت می‌کند و بعداً کوشش می‌کنند تا با گروهک‌های تروریستی سلفی هم‌قطار شوند و بعد از مدتی آن‌ها را در خود جذب کنند، ولی بعد از این که علنی عرض می‌کند دست به عملیات‌های انتحاری و انفجاری و قتل عام برق‌آسا و پر از وحشت از قبیل بریدن سر، بستن به باروت و یا انداختن قربانی‌هایش از کوه می‌کند تا باشد وحشت‌شان در اراده و اذهان دیگران تاثیرگذار گردد.

داعش شاخه خراسان فعلاً در سطح قریه‌جات محدود در پنج ولایت افغانستان ننگرهار، فاریاب، جوزجان، بدخشان و زابل فعالیت دارد و در شهر‌های افغانستان سلول‌ها نفوذی و حامیانی خفته در دانشگاه‌ها، مساجد و مکاتب دارند. اما در مجموع در افغانستان جغرافیای بزرگی را کنترول نمی‌کند و زیادتر مصروف کار‌های تبلیغاتی و عملیات‌های‌ نفوذی است.

از طرف دیگر حضور داعش شاخه خراسان در فضای مجازی افغانستان خصوصاً فیس‌بوک، توییتر و یوتیوب پر رنگ است. طبق آمار مختلف داعش شاخه خراسان فعلاً بیش از ۶۰ صفحه فیس‌بوکی و صدها حساب جعلی را در فیس‌بوک و توییتر برای جلب و جذب و تبلیغات دارد. قربانیان و اعضای احتمالی آینده‌اش را داعش شاخه خراسان از طریق لایک‌زدن‌های‌شان شناسایی و با تماس با آن‌ها استخدام و ‌جلب و ‌جذب می‌نمایند.

د. منابع تمویل:

داعش شاخه خراسان بودجه ابتدایی تأسیسش را که اضافه‌تر از ۳۰۰ میلیون دالر بود به قسط‌های متعدد از کمیسیون مالی داعش مرکزی به اساس هدایت ابوبکرالبغدادی در عراق و سوریه از طریق سیستم حواله در دوبی، ترکیه و پاکستان به دست آورد. منابع مالی داعش شاخه خراسان به مرور زمان متعدد و متنوع شد، این منابع، شامل قاچاق مواد مخدر، قاچاق چوب، استخراج منابع طبیعی من‌جمله معدن‌کاری غیر قانونی و پول استخبارات منطقه برای پروژه‌های خاص می‌باشد. 

با وجود شکست داعش در بسیاری از مناطق سوریه و عراق هنوز هم داعش شاخه خراسان از داعش مرکزی پول و بودجه اما ناچیز دریافت می‌کند. تخمین‌های اطلاعاتی بودجه سالانه داعش شاخه خراسان در سال ۲۰۱۷ به ۴۰۰ میلیون دالر می‌رسید که عمدتاً از کشور‌های خلیج و پاکستان از طریق سیستم حواله به آنها پرداخته می‌شد.

ذ. داعش شاخه خراسان و منطقه:

ظهور داعش شبکه خراسان در افغانستان موجب نگرانی شدید کشور‌های منطقه گردید. دیدگاه و طرز دید منطقه را نسبت به داعش شاخه خراسان در افغانستان می‌توان در سه روایت جمع بست و خلاصه کرد:

۱-  داعش یک پروژه استخباراتی غربی در رأس، امریکا است که جهت بی‌ثبات‌سازی پاکستان، ایران و آسیای مرکزی ساخته شده است و باید جلو آن را گرفت.

۲-  بزرگ‌نمایی تهدید داعش در افغانستان به خاطر توجیه به مداخلات استخباراتی ایران و روسیه و قباحت‌زدایی از طالبان. و

 ۳- . داعش پروژه استخبارات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) است تا از طالبان قباحت‌زدایی کند و در تبانی با ایران و روسیه امریکا را مجبور سازد که از افغانستان خارج شود.

در این میان استخبارات نظامی پاکستان از طریق گروه‌هایی چون لشکر طیبه، سپاه صحابه، جیش محمد و امثالهم کوشش کرده تا به داعش شاخه‌ی خراسان نفوذ کند و آن‌ها را متقاعد کند که دشمن قریب شما امریکا و حکومت افغانستان است و باید در قدم اول با آن‌ها بجنگید و از سوی دیگر سپاه پاسداران ایران با همکاری شورای کویته یک تعداد قطعات سرخ و به اصطلاح کماندوهای طالبان را آموزش داده‌اند که علیه داعش در نقاط مختلف بجنگند که ناگفته نماند دست‌آورد‌هایی را نیز در این راستا داشته‌اند.

اما بزرگ‌نمایی تهدید داعش و استفاده ابزاری استخباراتی از آن در نهایت امر این پدیده را از بین نخواهد برد. تنها با یک اجماع منطقه‌ای و مبارزه مشترک است که می‌توان تهدید داعش شاخه خراسان را در منطقه مهار کرد.

ع. داعش و طالبان – همکاران و یا دشمنان:

در اوایل طالبان و داعش نسبت به یک‌دیگر خاموشی استراتژیک اختیار کرده بودند. چون در زمان حکومت طالبان بنیان‌گذار دولت اسلامی یا به اصطلاح داعش ابو مصعب‌الزرقاوی در جوار میدان هوایی هرات یک کمپ بزرگ آموزش تروریست‌های خارجی داشت و با طالبان و القاعده همکار و شریک بود. در ضمن در بعضی از جبهات طالبان و داعش مشترکاً علیه نیرو‌های امنیتی و دفاعی افغان و نیرو‌های خارجی در افغانستان می‌جنگیدند و منابع‌شان را با هم شریک می‌کردند.

اما بعد از این که ابوبکر البغدادی خلیفه خود خوانده داعش شد و با انتشار اعلامیه‌ای، داعش، ملامحمد عمرآخند را یک «جنگ‌سالار بی‌سواد» خواند و طالبان را یک گروه بی‌سواد و گمراه دانست، کشمکش‌ها میان داعش و طالبان شروع شد. روی همین ملحوظ بود که طالبان با کمک مستشاری و تسلیحاتی ایران گروه‌های کوچک ضد داعش ترتیب کرد که در بعضی نقاط جنگ‌های فرمایشی را انجام می‌دادند.

اما حقیقت امر این است که هیچ نیرویی بهتر از نیرو‌های امنیتی و دفاعی افغان در مبارزه با داعش عمل نکرده است. نیرو‌های افغان سه امیر داعش شاخه خراسان، چندین معاونین و ده‌ها فرمانده آن‌ها را کشته‌اند، ولی طالبان با جنگ‌های فرمایشی نتوانستند چنین دست‌آوردی داشته باشند و تنها در مناطق خاص و تحت شرایط خاص، علیه داعش عمل کرده‌اند.

غ. طرز مبارزه با داعش شاخه خراسان – فکری و عملیاتی:

استراتژی جنگ با داعش باید «دینامیک» و همیشه در حال تغییر باشد. با داعش شبکه خراسان باید در سه بُعد و لایه جنگید:

۱-  جنگ فکری که همانا جلوگیری از نشر و آموزش افکار افراطی در مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد و فضای مجازی است. ۲-  اشراف استخباراتی بر شبکه‌ها داعش خراسان و نفوذ داخل این سازمان تکفیری.

۳-  قطع شبکه‌های تمویل داعش خراسان از کشور‌های خلیج و پاکستان و اجرای عملیات‌های شدید نظامی علیه داعش از زمین و هوا.

بزرگ‌ترین ترس داعش شاخه‌ی خراسان از نفوذ استخباراتی و قطع منابع مالی‌شان می‌باشد. با هدف‌گیری این منبع، طی مدت زمان کمی داعش شبکه خراسان را می‌توان به زانو در آورده و به مرور زمان نابود ساخت.

ف. راه بیرون رفت؟

پدیده داعش در افغانستان ریشه نخواهد گرفت چون که ساختار اجتماعی – سیاسی، جغرافیا، مذهب حنفی و هم‌زیستی مذهبی، گروه‌های مختلف قومی و غیر وهابی و بافت اجتماعی افغانستان محیط مناسبی برای رشد داعش نیست اما داعش تا زمانی که ماهیت یک پروژه استخباراتی را داشته باشد این گروه کماکان در افغانستان حضور خواهد داشت.

پس راه بیرون رفت و مبارزه با داعش در گرو یک اجماع ملی و منطقه‌ای برای مبارزه با این پدیده منحوس است و ساخت یک استراتژی سه بعدی: الف. مبارزه فکر و عقیدتی علیه داعش ب. اشراف استخباراتی و ج. قطع منابع تمویل و تجهیز گروه داعش است.

استفاده ابزاری از جنایت‌های داعش برای بدنام‌سازی شخصیت‌ها و نظام به جای مقابله با آن با قلب گرم و فکر آرام بزرگ‌ترین جفایی است که ما به خود و ملت خود می‌کنیم. داعش منحوس است و این پدیده‌ی منحوس به کار مشترک نظامی – استخباراتی – مالی در سطح افغانستان و منطقه نیازمند است نه برخوردهای کوچه‌بازاری در میدان سیاست.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی