.

مقاله ها

تجدید در استراتژی جنگ

 

 

حامد سیفی، افسر ارتش ملی پنج شنبه, ۲۵ میزان ۱۳۹۸

از این که حیات سیاسی دشمن به جنگ و خشونت گره خورده و تفکر افراطی در این گروه مسلط می‌باشد در عین حال عواید نامشروعی که از درک مواد مخدر، باج‌گیری و روابط با شبکه‌های استخباراتی منطقه و تروریستی به دست می‌آورند این گروه را بیش‌تر به جنگ ترغیب نموده، علاوتاً نداشتن استقلالیت این گروه در اتخاذ تصامیم؛ مانع پذیرفتن این گروه از روند صلح می‌باشد لذا برای مقابله با چنین دشمن که معتقد به صلح نمی‌باشد لازم است تا از در معرکه سخن گفت.

بعد از انتقال مسوولیت‌های امنیتی از نیروهای ائتلاف بین‌المللی به نیروهای دفاعی و امنیتی کشور در اواخر سال ۱۳۹۲ خورشیدی؛ دشمن در ابعاد تکتیکی، تبلیغاتی و نفوذ استخباراتی نسبت به نیروهای امنیتی کشور در حال سبقت قرار گرفت.

دشمن در بُعد تکتیک با دست یافتن به دوربین شب و لایزر‌های مخصوص ، کار را بر نیروهای امنیتی کشور دشوارتر ساخت و به یک‌باره‌گی از مرحله ابتدایی جنگ ( جنگ و گریز ) به مرحله خطرناک نبرد ( حملات تهاجمی) عبور نمود. این امر سبب شد تا سطح تلفات سربازان در جبهات جنگ به صورت بی‌سابقه بالا رفته و اراضی نیز در کنترول دشمن قرار گیرد.

هم‌چنان دشمن در بُعد تبلیغ نیز توانست با استفاده از شبکه‌های اطلاع رسانی و اجتماعی در فضای مجازی که در دسترس اکثر مردم قرار داشت، ابتکار عمل را در دست گیرد. آن‌ها با ایجاد صفحات جعلی در پهلوی انتقال دست‌آورد‌های میدان جنگ شان، به تبلیغات سوء و دروغین علیه دولت اسلامی افغانستان جهت مغشوش ساختن اذهان عامه نیز پرداختند. در بُعد تبلیغ آن‌ها در صدد پیدا نمودن نقاط ضعف طرف مقابل شان بوده، جهت بزرگ نمایی آن به پیوند نمودن مطالب منفی به آن متوسل می‌گردیدند تا بتوانند چهره منفی در اذهان عامه از دولت را به بار آورده و اعتماد، مشروعیت و اقتدار دولت را زیر سوال ببرند. آن‌ها در صفحات مجازی آدرس‌های جعلی با نام‌های مستعار را ساخته و برای تضعیف روحیه همکاری ملت با دولت ، شباروزی به نشر و پخش برنامه‌های پلان شده در این راستا می‌پرداختند.

دشمن در بُعد نفوذ استخباراتی توانست تا حدی به اهدافش که جاسوسی و ترورهای هدف‌مند بود، نایل آیند. آن‌ها با حملات نفوذی شان در بین صف مقابل، اعتماد و حیثیت نیروهای امنیتی را هدف قرار داده، شکاف عمیق بی‌باوری را ایجاد می‌نمودند.

تاریخ حرب ثابت ساخته است که تنها نیروهای تهاجمی اند که از لحاظ روحیه و مورال در سطح عالی قرار داشته و همین نیروهای در حالت تهاجمی اند که ابتکار عمل را در میدان‌های جنگ دایما به دست می‌داشته باشند لذا برای به دست آوردن ابتکار عمل در جهت تغییر در وضعیت جنگ به سرکوب دشمن که دارای تفکر افراطی، عواید و ساختار استخباراتی می‌باشد نیاز مبرم محسوس بود و برای عملی نمودن این طرح به تدوین استراتژی جدید تهاجمی نیاز می‌باشد تا نیروهای امنیتی کشور را وارد فصل جدید فتح و ظفر سازد که هم ابتکار عمل را به دست آورند و هم اعتماد را.

 استراتژی‌ای که بر مبنای اراده قاطع، تقویت انگیزه، طرح جدید و امکانات به اسرع وقت استوار بوده تا این استراتژی بتواند فصل جدید را در تاریخ حرب افغانستان بگشاید.

اولین و عمده‌ترین اصل استراتژی جدید؛ تغییر در سیستم سوق و اداره می‌باشد. با ایجاد مکانیزم جدید ارتباط مستقیم وزیر دفاع با جبهات جنگ؛ سوق و اداره قوت‌ها را آسان و قومانده را کوتاه و مختصر ساخته این امر سبب می‌شود تا از تلف شدن وقت جلوگیری به عمل آید و به زودترین فرصت مشکلات جنگی جبهه مرفوع گردد. همزمان این مکانیزم دربرگیرنده انتقال معلومات‌های استخباراتی و تکتیکی جبهه جنگ را از مسیر کوتاه و مستقیم به قدمه وزارت در بر می‌گیرد. ایجاد سیستم هدف گیری در ولایاتی که در تهدید بالا قرار دارد در ایجاد هم‌آهنگی بی‌سابقه بین قوای هوایی و زمینی نقش اساسی را ایفا می‌نماید که برخوردار از سرعت و دقت لازم بوده از یک طرف باعث ضربه زدن بموقع دشمن می‌شود و در عین حال از تلفات ملکی نیز جلوگیری به عمل می‌آید و هم‌چنان مانع سقوط جبهات می‌گردد.

 اما خود جبهه جنگ نیز مستلزم تغییراتی برای تحکیم سوق و اداره و ایجاد قومانده واحد می‌باشد که باید به آن پرداخت. برای ایجاد قومانده واحد در قدم نخست در جبهه؛ یکسان ساختن سیستم مخابره نیروهای امنیتی به خصوص حین عملیات‌ها ضرورت مبرم شمرده می‌شود. هم‌چنان به رفع آن محدودیت‌های موجود در جبهه نیاز است که باعث عدم تحرک و یا تحرک با ضیاع وقت و در نهایت در بعضی حالات باعث سقوط می‌گردد که این محدودیت حاوی تحرک مشروط بر گزارش‌دهی با سیستم طویل است که در برگیرنده وقت زیاد به خصوص در شرایط حساس می‌باشد. اما با توجه به حملات تهاجمی دشمن در بعضی نقاط، قطعات کمکی نیروهای امنیتی که باید به اسرع وقت خودشان را به کمک نقاطی که نیاز است برسانند، این محدودیت سبب می‌شود تا در بعضی نقاط حتی جبهه به سقوط مواجه گردد. لذا نیاز است همین که قوماندان وارد عملیات و جبهه می‌شود با در نظر داشت رعایت اصول اسلامی و حقوق بشر، در چوکات قانون صلاحیت‌های اجرایی به وی داده شود زیرا نفس اخذ هدایت برای مسائل عاجل سبب از دست دادن فرصت می‌شود و رفع این محدودیت در چوکات قانون تغییر مثبتی را در جبهه رونما می‌کند.

اصل دوم استراتژی جدید را تغییر در سیستم تعیینات تشکیل می‌دهد. سیستم تعیینات در تشکیلات قبلی بر اساس ترکیب ملیت با فیصدی تعیین شده بود و این امر سبب می‌شود تا از یک طرف بعضی از استعداد‌ها و ظرفیت‌ها نسبت تکمیل بودن فیصدی ترکیب ملیتی که آن استعداد مربوط به آن ملیت می‌گردید، ضایع گردیده و از آن استعداد استفاده نگردد و در عین حال موضوع ترکیب ملیت در بعضی حالات بدبختانه باعث تخریب اتحاد نیز می‌گردید. در استراتژی جدید؛ سیستم تعیینات تغییر نموده و در نحوه‌ی ارتقا و جوان‌سازی اردو مهم‌ترین اصل گزینش فرماندهان را ظرفیت، اراده و اداره قرار می‌دهد و فرصت ارتقا را برای آن قوماندانانی مساعد می‌سازد که در جبهات جنگ امتحان صداقت و پای مردی خویش را داده اند. ظرفیت یابی، استعداد پروری و گماشتن بر اساس فهم بیش‌تر _ سهم بیش‌تر مبنای تعیینات استراتژی جدید را تشکیل می‌دهد.

 در این جا لازم است تا برای تکمیل اصل تعیینات؛ در قسمت تغییر و تبدیل پرسونل خسته که سال‌های متمادی در ولایات ناامن ایفای وظیفه می‌نمایند نیز توجه جدی صورت گیرد.

برای ارزیابی از قوماندانان تولی، کندک، لوا و قول اردو در هر شش ماه کمیسیونی ترتیب و کارکردهای شش ماهه قوماندانان محاسبه و بر مبنای آن ظرفیت قوماندان تشخیص و در ارتقا و یا تجدید نظر در باره قوماندان تصمیم اتخاذ گردد.

اصل سوم استراتژی جدید عبارت از ازدیاد حملات شبیخون و متحرک ساختن بیش‌تر کماندو‌ها و قطعات خاص بالای مراکز رهبری، کلیدی، سوق و اداره و زندان‌های دشمن را تشکیل می‌دهد. هر چند این کار دشوار و در عین حال خالی از خطر نیست اما از موثریت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد و با افزایش این نوع حملات، اعتبار و محبوبیت نیروهای امنیتی را به شکل بی‌پیشینه‌ی در سطح ملی و بین‌المللی ارتقا داده و در عین حال دشمن را که در مرحله بالای جنگ یعنی حالت تهاجمی قرار دارد به حالت اولیه جنگ ( جنگ و گریز ) می‌آورد.

اصل چهارم استراتژی جدید را بازپس‌گیری ساحات از دست رفته شکل می‌دهد. در این اصل مناطقی که از سال‌های متمادی در کنترول دشمن قرار دارد، طی عملیات‌های وسیع تصفیه و در کنترول نیروهای امنیتی در آورده می‌شود.

 اما لازم است تا در مناطق تصفیه شده برای اهالی آن، خدمات اساسی و کمک‌های که برای آن ساحه اولویت دارد، فراهم گردد. در عین حال بالای باز کردن شاهراه‌ها و راه‌های حیاتی نیز عین عمل صورت گیرد زیرا مسدود بودن شاهراه‌ها سبب عدم اکمال بموقع جزوتام‌ها گردیده که این معضل باعث کمبود نیرو، تجهیزات، وسایط در ولایاتی که در تهدید بالا قرار دارد می‌گردد. هم‌چنان در جریان عملیات‌ها برای پس‌گرفتن مناطق، تغییر و تبدیل پرسونل خسته و در عوض جابه‌جایی پرسونل تازه‌نفس پیش‌بُرد عملیات‌ها را سرعت بخشیده و کمک اعظمی می‌نماید.

اصل پنجم استراتژی جدید؛ تغییر در سیستم اکمالات است. سیستم اکمالات قبلی هم مانند سیستم سوق و اداره، راه طولانی را می‌پیمود و بعضی اوقات در مسیر راه قبل از رسیدن به هدف ناپدید می‌گردید که این خود تاثیرات منفی بر وضعیت جبهه دارد و تغییر در این سیستم حتمی پنداشته می‌شود.

 استراتژی جدید برای به سرعت و به موقع رساندن اکمالات جبهه نیز مکانیزمی جهت تماس مستقیم با جبهه را ایجاد نماید. در قدم اول برای تحقق این اصل به اعزام گروپ‌وار هیأت‌های مسلکی لوژستیکی و تامیناتی جهت بازدید جبهات و بازگو نمودن واقعیت‌ها باید متوسل گردید. این گروپ‌ها با استماع چالش‌های موجود اکمالاتی از زبان قوماندانان جبهه و بررسی سیستم پیچیده و کهنه اکمالاتی، طی گزارشی خواستار تجدید نظر در سیستم قبلی می‌گردند. سیستم اکمالاتی استراتژی جدید با اولویت بندی جبهات، در قدم اول اقدام به اکمال جبهاتی که درگیر جنگ شدید با دشمن استند را در برمیگیرد.

اما لازم است تا از کمیت و کیفیت مواد اکمالاتی در هوای گرم و سرد به خصوص البسه نظارت دقیق به واسطه هیأت موظف صورت گیرد.

اصل ششم استراتژی جدید اتخاذ ابتکار عمل در جنگ رسانه‌ای و تبلیغاتی و بسیج مطبوعاتی است. در این قسمت از دشمن به عنوان گروه تروریستی در رسانه‌ها توسط سخنگویان وزارت دفاع یاد گردیده که این خود مسبب انگیزه و ایجاد مفکوره جنگی برای جبهات جنگ می‌گردد.

 اما ضرورت است تا تعریف دشمن، اهداف دشمن، حامیان درونی و بیرونی دشمن به واسطه رسانه‌های تصویری، صوتی و نوشتاری توسط ریاست مطبوعات وزارت دفاع ملی؛ به مراکز تعلیمی، جزوتام‌ها و جبهات رسانده شود.

 ریاست مطبوعات وزارت دفاع ملی با پخش پیام‌های تصویری، صوتی و نوشتاری در شبکه‌های اجتماعی و مطبوعات ابتکار عمل را بیش‌تر در دست گیرد و زمینه تماس با علما، متنفذان، رسانه‌ها ، جامعه مدنی و اهالی را مساعد نموده و نظریات شان را که در خصوص حمایت از نیروهای امنیتی می‌باشد را منعکس نماید. هم‌چنان پخش و نشر شعرهای حماسی، ترانه‌ها از طریق مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی در جهت بسیج ملت به همکاری و تقویت روحیه نیروهای امنیتی از مسوولیت‌های اصلی ریاست مطبوعات وزارت دفاع ملی می‌باشد.

جلب کارشناسان نظامی و مساعد نمودن زمینه حضور شان در رسانه‌های ملی و بین‌المللی برای اظهار نظر راجع به دست‌آورد‌های نیروهای امنیتی و منعکس ساختن جنایات دشمن را نیز همین مرکز به عهده می‌داشته باشد.

ریاست مطبوعات وزارت دفاع ملی بسیج مطبوعات، جامعه مدنی و سایر اقشار در حمایت از نیروهای امنیتی را سرعت داده حداقل ماه یکبار با هم‌آهنگی ریاست عقیدتی گردهم‌آیی بزرگی در جهت تقدیر از نیروهای امنیتی را شکل داده و زمینه را مساعد سازد تا این گردهمایی به واسطه رسانه‌های ملی و بین‌المللی منعکس گردد.

هم‌چنان این ریاست تلاش نماید تا با تهیه مستندات از فداکاری نیروهای امنیتی و جنایات دشمن در رسانه‌های ملی و بین‌المللی حقایق جنگ افغانستان را آشکار سازد.

ریاست مطبوعات تصاویر و مستندات حملات باالمثل و انتقام جویانه نیروهای امنیتی را که در برابر حملات وحشیانه دشمن براه انداخته می‌شود، به شکل گسترده‌ی آن در مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی نشر نماید تا این امر باعث تقویت روحیه نیروهای امنیتی، استحکام اعتماد ملت و شکستاندن جبهه مطبوعاتی دشمن می‌گردد.

هم‌چنان به ایجاد اداره فلم‌سازی و نقاشی در چوکات ریاست مطبوعات وزارت دفاع ملی و ایجاد موزیم نظامی که در آن آثار، تصاویر، کتاب‌ها، مستندات جنگ و سایر مواردی که ضرورت است به نمایش قرار داده شود نیز ضرورت احساس می‌شود.

اصل هفتم تغییر در نصاب تعلیم و تربیه و بازنگری در دوکتورین تعلیمی؛ این تغییرات برگرفته از واقعیت‌های جبهات و مطابقت دادن دکترین تعلیم و تربیه بر مبنای تکتیک‌های کارا و قابل اجرا می‌باشد.

 از این که با گذشت زمان و تغییر در تکتیک‌های دشمن رونما می‌گردد، ضرورت تغییر در نصاب درسی حتمی پنداشته می‌شد تا با آگاهی از عمل کرد جدید دشمن و دریافت راه‌های برای دفع و طرد هر تکتیک دشمن، در قالب نصاب درسی برای نظامیان گنجانده می‌شد. در این مکانیزم تغییرات لحظه به لحظه تکتیک‌های دشمن در جبهات و انتقال تجارب و نظریات نظامیان تا قدمه سرباز در جبهه را وارد مرکز مطالعاتی و تحقیقی که به ایجاد آن مرکز نیز ضرورت است، نموده و فورا نتایج برآمده از آن را برای محصلین و مداومان نظامی تدریس باید نمود.

به تشکیل مرکز مطالعاتی و تحقیقی در چوکات ریاست تعلیم و تربیه وزارت دفاع جهت تجدید در نصاب تدریسی و تقویت بخشیدن بخش تعلیم و تربیه نظامیان ضرورت محسوس است. در این مرکز افسرانی که از تجارب جبهات و تعالیم بالای برخوردار اند را باید جذب نمود تا برای بهبود و تغییر مثبت در سیستم تعلیم و تربیه، از نظریات شان استفاده گردد. در عین حال این مرکز زمینه را برای تدوین و تالیف تجارب آن عده افسرانی که خاطرات و چشم‌دید‌های‌شان برای محصلان و وضعیت تعلیمی مفید واقع می‌گردد را فراهم سازد تا در نصاب تعلیمی از آن استفاده گردد. هم‌چنان در این مرکز به عوامل پیروزی و یا شکست جبهه نیز پرداخته می‌شود.

برای سبقت از دشمن در ابعاد انگیزه، عقیده، مفکوره جنگی، قوای فزیکی، تکتیک و اطلاعات در میدان‌های جنگ، مسوولین مراکز تعلیمی مکلف‌اند که این توازن را به نفع نیروهای امنیتی کشور سنگین‌تر سازد.

جهت تقویت مورال و ارتقای انگیزه دروس سیرت‌النبی، سیرت خلفای راشدین و حسن تلاوت را وارد نصاب تدریسی مراکز تعلیمی باید ساخت.

تمدید میعاد تعلیم و تربیه سربازان در مراکز تعلیمی الی اطمینان کامل از حاکمیت داوطلبان در مسلک و سلاح، افزودن عوامل ارتقا انگیزه ‌، افزودن تیم ترانه، دعوت از علمای بزرگ کشور در مراکز تعلیمی و مساعد ساختن فرصت برای ایراد خطابه‌های دینی، مسابقات دروس سیرت‌النبی و حسن تلاوت داوطلبان، به نمایش قرار دادن مستنداتی از قهرمانی نیروهای امنیتی، به نمایش گذاشتن جنایات دشمن، به نمایش گذاشتن محکومیت، محرومیت و مظلومیت ملت از سبب ظلم دشمن را شامل برنامه‌های تعلیمی باید ساخت.

بازدید، کنترول و تقدیر رهبری وزارت دفاع ملی از شیوه تدریس مراکز و میدان‌های تعلیم نیز سبب تشویق محصلین و مدرسین می‌گردد.

لازم است تا در جریان دوره تعلیمات ظرفیت یابی داوطلبان صورت گیرد و اجرای تطبیقات به صورت درست آن عملی گردد.

در مراکز تعلیمی برای افسران، بریدملان و سربازان حین فراغت لایحه نامه ی نظامی جیبی ترتیب و توزیع گردیده که در این لایحه نامه جیبی بایدها و نباید‌های یک نظامی حین حظور در جزوتام و جبهه را باید ذکر نمود.

اصل هشتم نوازش از زخمی‌های جنگ و رسیده‌گی  به ورثه شهدا می‌باشد. برای تکمیل این اصل لازم است تا نکات ذیل نیز در نظر گرفته شود :

اعطای اکرامیه و تقاعد نه تنها برای منسوب اردوی ملی که در جبهه شهید می‌گردد بلکه برای آن عده منسوبان اردوی ملی که در حالت اعزام به رخصت، در حالت سپری نمودن رخصت، رجعت از رخصت، در حالت مریضی در داخل و یا بیرون جبهه فوت می‌کند ، که این در نفس خود نمایان‌گر ارج‌گزاری به منسوبان اردوی ملی و خانواده‌های شان می‌باشد.

هم‌چنان توزیع کوپون و نمرات رهایشی برای ورثه شهدا و معلولان اردوی ملی از ابتکارات نیک در راستای قدر دانی از زحمات این نیروها می‌باشد.

ایجاد ریاست شهدا و معلولان در چوکات وزارت دفاع یک ضرورت مبرم می‌باشد تا این ریاست برای ایجاد سهولت و انسجام ورثه شهدا و معلولان در زمینه کاریابی در ادارات داخل و یا بیرون وزارت دفاع ملی، رسیده‌گی  به فامیل‌های شهدا و معلولان در خصوص تعلیم و تحصیل به خصوص تسهیل زمینه برای اعزام به بورس‌های تحصیلی، بازدید از وضع معیشتی ورثه شهدا و معلولان و ایجاد سایر سهولت‌ها برای شان، نام‌گذاری جزوتام‌ها، جاده‌ها، شهر‌ها، به نام شهدای نیروهای امنیتی، ایجاد منارهای یادبود از شهدای هر ولایت در مراکز همان ولایت، برگزاری برنامه‌های سپاس‌گزاری از نیروهای امنیتی به خصوص شهدا و معلولان، برگزاری محافل شعر و ترانه‌خوانی، برنامه‌های تلویزیونی، رادیویی و نوشتاری در جهت یاد بود از کارنامه‌های شهدا و معلولان نیروهای امنیتی با هم‌آهنگی ریاست مطبوعات و عقیدتی از مسوولیت‌های ریاست شهدا و معلولان می‌باشد.

برای مراقبت جدی از زخمیان از این ریاست گروپی بشکل هیأت وقتاً فوقتاً از شفاخانه‌های نظامی نظارت نموده تا به مشکلات زخمیان به شکل اساسی در داخل و یا خارج کشور پرداخته شود. این گروپ از هیأت از اعزام با اعزاز و احترام شهدا به محلات‌شان نیز مراقبت می‌کنند.

اصل نهم این استراتژی مبارزه با فساد درونی می‌باشد. برای آگاهی نیروهای امنیتی از موارد حقوقی به تدوین لایحه نامه نظامی بطور کتاب جیبی که مشتمل بر بایدها و نباید‌های یک نظامی حین اجرای وظیفه نظامی می‌باشد، نیاز است که حین فراغت از مراکز تعلیمی برای‌شان توزیع باید گردد.

کمیسیون ارزیابی قوماندانان به بررسی آن تخلفات قوماندانان نیز پرداخته که عامل دل‌سردی سربازان می‌گردد مانند اختلاس، بدرفتاری، اوامر خلاف قانون، برخورد سلیقه‌ای، عدم رعایت عدالت در مکافات و مجازات، فساد، سوء استفاده از صلاحیت و امثالهم. در عین حال به عواملی پرداخته می‌شود که باعث دلسردی اهالی از نظام می‌گردد مانند ظلم، تجاوز، جانبداری قوماندان در منازعات ملکی و امثالهم.

اصل دهم حفظ و تقویت انگیزه که در برگیرنده مراکز جلب و جذب، مراکز تعلیم و تربیه، جزوتام‌ها، ادارات و جبهات می‌باشد و بسیج ملت در حمایت از نیروهای امنیتی که در این راستا ریاست عقیدتی به جلب حمایت علمای واقعی حنفی کشور پرداخته تا در پرتو آیات و احادیث نبوی ص تعریف واقعی از جهاد، مجاهد، فضیلت شهادت، صلح و دفاع صورت گیرد. هم‌چنان به واسطه این علمای بزرگوار از طریق مساجد می‌توان حمایت ملت را نسبت نیروهای امنیتی جلب و مشروعیت این نیروها را بیان کرد. این علمای بزرگوار برای بسیج ملت علیه دشمن به تشریح اهداف غیر اسلامی دشمن، مردود شمردن دشمن بر مبنای آیات قرانی و احادیث نبوی ص می‌پردازند. زیرا دشمن مبنای جنگش را برای فریب ملت؛ دفاع از اسلام می‌نامد و خودشان را اهل سنت و الجماعت خطاب می‌کنند اما در واقع بر خلاف دستورهای اسلام و مذاهب چهارگانه اهل سنت عمل می‌نماید پس برای ایجاد اجماع برای مبارزه مشترک با این پدیده و بسیج عمومی به جلب حمایت علمای واقعی کشور نیاز است.

اعمار تالار‌های سخنرانی تا سطح کندک‌ها که در این تالار‌ها رابطه بین ملت و نیروهای امنیتی عملا تمثیل گردد. در این تالارها از علمای بزرگوار، رسانه‌ها، جامعه مدنی و سایر اقشار جامعه دعوت به عمل آمده و این نشست‌ها بدون وقفه و بطور دوامدار با مطابقت به شرایط براه انداخته شود.

اصل یازدهم را دیدار رو در رو شخص وزیر با مراجعان تشکیل می‌دهد.

اصل دوازدهم تقدیر و ارج‌گزاری از پرسونلی که در جبهات می‌رزمند. تشدید حملات انتقام جویانه در برابر حملات وحشیانه دشمن و پخش آن در مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی برای ارج‌گزاری و تقویت روحیه نیروهای امنیتی مساعدت می‌کند. استقبال رهبری وزارت دفاع ملی با پوشش رسانه‌ای از سربازان در حال تعلیم و تربیت، از سربازانی که مراکز تعلیمی فارغ می‌گردند، سربازانی که به جبهات اعزام می‌گردند، سربازانی که از جبهات جنگ باز گشت می‌کنند و یا از زندان‌های دشمن رهایی می‌یابند، همه ی اینها ارج‌گزاری برای این نیروها شمرده می‌شود. تقدیر نیروهای امنیتی به واسطه رهبری وزارت دفاع ملی در جبهات، اعطای القاب برای قهرمانان نیروهای امنیتی و یا جزوتامی که در جبهات افتخار و شایسته‌گی نشان داده اند ، انگیزه و تحرک بیش‌تر و رقابت مثبت را به بار می‌آورد.

ایجاد سهولت در انتقال افسران، بریدملان و سربازان در ایام رخصتی از جبهات به خانه‌های‌شان و بعد از تکمیل رخصتی از خانه‌های‌شان به جبهات، نوازش پرسنلی که در جریان عملیات‌ها متقبل شکست می‌گردند به حیث ارج‌گزاری به نیروهای امنیتی تلقی گردیده و در تقویت روحیه سربازان تاثیرات مثبتی دارد.

اصل سیزدهم فعالیت‌های کشفی جهت جلوگیری از نفوذ دشمن در صفوف نیروهای امنیتی ، کاهش تلفات این نیروها و جلوگیری از فرار را تشکیل می‌دهد. بعد از آن که دشمن با آله‌ی دید شب و لایزر مجهز گردید و گروپی را مسمی به قطعه سرخ که با تجهیزات یاد شده مجهز می‌باشند به وجود آورد، تلفات نیروهای امنیتی به یک‌باره‌گی سیر صعودی را به خود گرفت حتی در بعضی نقاط باعث سقوط ساحه به نفع دشمن گردید. لذا برای دفع و طرد چنین حملات دشمن؛ پوسته‌ها و بیز‌های امنیتی تا حد ممکن مجهز با دوربین شب گردیده و با تشریک مساعی نهاد‌های کشفی در دفع و طرد این نوع حملات با افراز کمین‌ها تلاش به خرج داده و ابتکار عمل را دوباره به دست بیاورند. عامل دیگر تلفات نیروهای امنیتی؛ استخدام عاجل سربازان جدید از مراکز تعلیمی به جبهات بدون آموختن فنون رزمی بر مبنی واقعیت‌های جنگ امروز است. پس لازم است در نصاب درسی مراکز تعلیمی تغییرات بر مبنی واقعیت‌های موجود جنگ اضافه گردیده تعلیمات بنیادی برای داوطلبان آموزش داده شود و میعاد تعلیم و تربیت آن‌ها تمدید گردد و تا حاکمیت سرباز بالای مسلک و سلاحش، این تعلیمات به صورت دقیق و جدی پیش برده شود.

داشتن روحیه و انگیزه عالی نیز می‌تواند چالش را به فرصت بدل کرده و از تلفات جلوگیری نماید، برعکس در بیش‌ترین شکست و تلفات، نبود روحیه و انگیزه سبب می‌گردد تا در مواقع حساس، فرصت به چالش بدل گردیده و تصمیم درست اتخاذ نگردد.

برای نقاط آسیب پذیر جهت نظارت از تحرکات دشمن در پهلوی فعالیت‌های استخباراتی، به داشتن بالون‌های کشفی جهت جلوگیری از تلفات اشد نیاز می‌باشد. در این اواخر حملات دشمن شکل حشری را به خود گرفته و در این نوع حملات دشمن در سطح یک ولایت تشکیلاتش را برای حمله بالای یک نقطه و یا یک ولسوالی جمع نموده و با استفاده از امکانات قوی دست داشته به یک‌باره‌گی به حملات تهاجمی پرداخته که باعث تلفات نیروهای امنیتی می‌گردد. در اینجا با تشریک مساعی نهاد‌های کشفی؛ اصل کشف و خنثی ی حملات دشمن قبل از انجام آن را در عمل آوردن، محلات تجمع دشمن مورد حملات زمینی و هوایی قرار گرفته و در عین حال از سقوط و تلفات جلوگیری به عمل آید.

ایجاد سهولت برای داوطلبانی که وارد صفوف نیروهای امنیتی می‌گردند ضرورت است اما دقت لازم در جلب شان هم‌چنان نیاز مبرم است، که در این رابطه مسوولیت نهاد‌های کشفی و استخباراتی می‌باشد. نهاد‌های کشفی در مراکز جلب و جذب، مراکز تعلیمی، قطعات و میدان‌های جنگ نفوذ دوامدار داشته و گام‌به‌گام در صدد دفع و طرد نفوذ دشمن باشد.

افزایش فعالیت‌های نهاد‌های کشفی و استخباراتی در مراکز جلب و جذب به خصوص در مورد هویت، کارکرد و ارتباطات شخص داوطلب می‌تواند مانع نفوذ دشمن در صفوف نیروهای امنیتی گردد. در این راستا ضرورت است تا مراکز جلب و جذب یک مدت قرنطین را برای داوطلبان فراهم کرده که در این مدت معلومات کافی در مورد شخص داوطلب حاصل گردد زیرا قبل از آغاز دوره تعلیمی که بعضی تکتیک‌های محرم در آن تدریس می‌گردد از عدم نفوذ دشمن در بین داوطلبان اطمینان حاصل گردد. در مدت قرنطین استعمال تلفن شخصی داوطلب و دیگر راه‌های ارتباط مسدود گردیده در عوض با ایجاد غرفه واحد ارتباط تلفن که شخص داوطلب از این طریق ارتباطش را با افراد نزدیکش برقرار نموده و بدون آن که وی آگاهی داشته باشد مکالمات وی به واسطه مراجع کشفی و استخباراتی کنترل گردد تا از این طریق نیز معلومات ضروری در مورد داوطلبان به دست آید.

سربازانی که بعد از مدت غیابت، غیر حاضری و یا منفکی دوباره به قطعه حاضر می‌گردند دقیقاً به واسطه نهادهای کشفی و استخباراتی ارزیابی گردند. افزایش فعالیت‌های استخباراتی در مراکز تعلیمی می‌تواند مانع نفوذ دشمن در جبهات گردد.

اصل چهاردهم را ایجاد کمیسیون جهت تطبیق مرحله به مرحله این استراتژی تشکیل می‌دهد. این کمیسیون به واسطه هیأت اعزامی از تطبیق برنامه‌های این استراتژی و غنی‌سازی آن به رهبری وزارت دفاع گزارش ارائه می‌دهند.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی