.

مقاله ها

علاقه‌ی ترمپ به خروج از افغانستان

 

۳ میزان ۱۳۹۷ نیوزویک – جِف استین

نزدیک به یک دهه پیش، یکی از کارشناسان باسابقه‌ی امریکا در مورد افغانستان سناریوی وحشتناکی را پیش‌بینی کرد. او گفت که اگر موفقیت طالبان در جنگ ادامه یابد، تخلیه‌ی اضطراری را از کابل شاهد خواهیم بود که در مقایسه با آن فرار امریکایی‌ها توسط هلیکوپتر از سفارت ایالات متحده در ویتنام جنوبی آسان بنماید.

پیش‌بینی سقوط کابل با سال‌ها تفاوت، نابهنگام بود. تبصره‌ی سال ۲۰۰۹ توماس جانسون پژوهشگر مدرسه‌ی عالی نیروی دریایی، پیش‌بینی کرد در صورتی که استراتژی ایالات متحده [برای افغانستان] تغییر نکند، این شکست و عقب‌نشینی تا سال ۲۰۱۲ اتفاق می‌افتد. شش سال گذشته است و ایالات متحده پس از کاهش چشم‌گیر نیروهایش هنوزهم در افغانستان حضور دارد، اما پیش‌بینی‌ها نومیدکننده‌تر از پیش هستند. بر اساس گفته‌های برخی منابع، گفته می‌شود که رییس‌جمهور دونالد ترمپ دوباره به موضع پیش‌فرض دیرین خود در مورد جنگ افغانستان به عنوان یک «فاجعه‌ی کامل» رو کرده است. دیگران شک دارند که او از این موضع دست بکشد.

در کتاب (Fear) اثر تازه‌ی باب وودوارد در مورد رییس‌جمهور، آمده است هنگامی که مک‌ماستر مشاور پیشین امنیت ملی وی در تابستان سال ۲۰۱۷ یک استراتژی نظامی‌ بازنگری‌شده را پیشنهاد کرد، ترمپ با غرولند گفت: «آن‌جا چه غلطی می‌کنیم؟» وودوارد نوشته است که ترمپ با شوریدگی به دستیار وقتش راب پورتر گفت که افغانستان «یک فاجعه‌ی کامل است. این کشور هرگز یک دموکراسی کارگر نخواهد شد. ما باید به طور کامل [از این کشور] خارج شویم.»

به هرحال، در آگست ۲۰۱۷ ترمپ به یک تعهد نامحدود و اعزام ۴ هزار نیروی اضافی به افغانستان که مجموع نیروهای امریکایی را به ۱۴ هزار نفر می‌رساند، متقاعد شد. نزدیک به ۲۷ هزار پیمان‌کار نیز برای ایالات متحده در افغانستان کار می‌کنند که از آن جمله حدود ۱۰ هزار نفر شهروندان ایالات متحده هستند.

در هفتم اکتبر ۲۰۱۸، درگیری و دخالت ایالات متحده در افغانستان ۱۷ ساله می‌شود. جنگ افغانستان طولانی‌ترین، هرچند به سختی مرگ‌بارترین -جنگ ویتنام جان ۵۸۲۰۰ نظامی امریکایی را گرفت- و تا حال پرهزینه‌ترین جنگ امریکا بوده است: در حال حاضر ایالات متحده سالانه تقریبا ۵۰ میلیارد دالر را صرف عملیات‌های نظامی در افغانستان می‌کند و برآورد می‌شود که هزینه‌ی کل جنگ تا کنون بین ۸۴۱ میلیارد تا ۱.۰۷ تریلیون دالر (اگر هزینه‌ی امور مراقبت از کهنه‌سربازان نیز در نظر گرفته شود) هزینه‌ی مالی روی دست ایالات متحده گذاشته است. با این‌حال، ارقام رسمی پنتاگون خیلی کمتر از این است.

مسئله‌ی بعدی هزینه‌یی است که سربازان می‌پردازند. به دست آوردن تعداد دقیق مردان و زنانی که تنها در جنگ افغانستان خدمت کرده‌اند و اینکه چند بار اعزام شده‌اند، دشوار است اما بر اساس پژوهش مؤسسه‌ی Rand حدود ۲.۷۷ میلیون نفر از اعضای نیروهای مسلح ایالات متحده، از حملات یازدهم سپتامبر به این‌سو، در ۵.۴ میلیون مورد استقرار نیرو در نقاط مختلف جهان -عمدتا در خاورمیانه و آسیای جنوبی- خدمت کرده‌اند و «اکثریت آن‌ها سربازان ارتش بوده‌اند.» گزارش پنتاگون می‌گوید که تا اواخر ماه جولای ۲۳۷۲ نفر از اعضای نیروهای مسلح ایالات متحده در افغانستان جان باخته‌اند و ۲۰۲۳۲ نفر زخمی شده‌اند. اما بر اساس پروژه‌ی «هزینه‌ی جنگ» دانشگاه براون «دست‌کم ۹۷۰ هزار کهنه‌سرباز وجود دارد که معلولیت آن‌ها در درجات مختلف» در نتیجه‌ی جنگ‌های افغانستان و عراق (کشوری که در سال ۲۰۱۱ بیشتر سربازان امریکایی از آن خارج شدند) به رسمیت شناخته شده است.

البته تلفات [و آمار معلولیت] غیرنظامیان افغان به مراتب بدتر از این بوده است. به گفته‌ی پروژه‌ی براون تا اواسط سال ۲۰۱۶، ۳ هزار نفر از شهروندان افغانستان و پاکستانی‌هایی که در مناطق جنگی زندگی می‌کنند، کشته و بیش از ۱۸۳ هزار نفر به طور جدی زخم برداشته‌اند.

پس از اینکه ۱۷ سال پیش تیم‌های سازمان سیا و نیروهای ویژه‌ی امریکا طالبان را از کابل بیرون راندند، واشنگتن رؤیای بزرگ آوردن صلح و دموکراسی به افغانستان را در سر داشت؛ کشوری که از زمان تجاوز شوروی در سال ۱۹۷۹ و به دنبال آن درگیری‌های مسلحانه، و مدت‌ها قبل از آن با نزدیک به ۸۰ سال جنگ با امپراتوری بریتانیا، درهم شکسته است. اما دیگر هدف واشنگتن پیروزی نیست. تا سال ۲۰۱۷ هدف واشنگتن مجبورکردن افراط‌گرایان سنی به گفتگوهای صلح و تشریک قدرت با دولت متزلزل رییس‌جمهور اشرف غنی بود. حالا بعد از یک سال، واضح است که این استراتژی شکست خورده است. بیشتر کارشناسان می‌گویند طالبان که با موفقیت‌های غافل‌گیرکننده‌ در میدان جنگ به شمول افزایش دسترسی و ورود آسان به کابل با حملات انتحاری ویران‌گر و عدم‌ محبوبیت روزافزون غنی، نیروی تازه یافته‌اند، اکنون قبل از پرداختن به هرگونه مسائل مربوط به یک معامله‌ی تشریک قدرت با کابل، فقط درباره‌ی خروج کامل نیروهای خارجی گفتگو خواهند کرد.

توماس جسیلین سردبیر ارشد Long War Journal، ویب‌سایتی که از یازدهم سپتامبر به این‌سو فعالیت‌های شبه‌نظامیان اسلامی را از نزدیک زیر نظر دارد، می‌گوید: پنتاگون و وزارت امور خارجه «در حال تلاش برای مذاکره با طالبان بر سر نوعی معامله‌یی اند که آبروی [پنتاگون و وزارت امور خارجه] حفظ شود. آن‌ها به شدت خواهان این اند که طالبان به طریقی بگوید، هی، اشکالی ندارد که [افغانستان را] ترک کنید. و طالبان فقط خواهان این است که ما [از افغانستان] خارج شویم. این چیزی است که آن‌ها بارها و بارها تکرار کرده اند. آن‌ها می‌خواهند ما خارج شویم.»

بر اساس شایعات سیاست خارجی واشنگتن، همه‌ی این‌ها باعث شده است که ترمپ بار دیگر به این نتیجه‌گیری برسد که [پیروزی] در جنگ [افغانستان] یک هدف دست‌نیافتنی است. گفته می‌شود که رییس‌جمهور می‌خواهد پس از انتخابات میان‌دوره‌یی ماه نوامبر، جدول زمانی برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را اعلام کند؛ خروج تدریجی که در سال ۲۰۲۰ آغاز خواهد شد. اما آنتونی کوردزمن مشاور باسابقه‌ی وزارت دفاع ایالات متحده در مورد عراق و افغانستان می‌گوید که به نظر می‌رسد اکنون هیچ‌کسی برای خروج سریع و یا دخالت نظامی بیشتر ایالات متحده در افغانستان تلاش نمی‌کند. و با توجه به اینکه فرمانده جدید نیروهای ائتلاف تحت رهبری امریکا تازه وارد کابل شده و درحال انجام ارزیابی خودش است، ترمپ دلیلی دارد که به جای عمل، صبر کند.

کوردزمن که اکنون مسوول کرسی استراتژی آرلی آ. برک در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن است، می‌گوید: «رییس‌جمهور مجبور نیست که حداقل تا چند ماه دیگر، درگیر این مسایل شود. دلایلی برای این کار وجود دارد [از جمله] انتخابات میان‌دوره‌یی در ایالات متحده، انتخاباتی که قرار است در افغانستان برگزار شود، گفتگوهای صلح که هنوزهم حداقل امکان‌پذیرند و زمستان پیش‌رو که در آن فشار نظامی کاهش خواهد یافت.» انتصاب زلمی خلیلزاد از سوی مایک پمپئو به عنوان فرستاده‌ی ویژه‌ی وزارت امور خارجه در افغانستان نیز به تأخیر افتاده است. انتظار می‌رود خلیلزاد که به عنوان سفیر سابق ایالات متحده در کابل بسیار مورد احترام است، مذاکرات با طالبان را دنبال کند.

کوردزمن می‌گوید: «حدس من این است که با توجه به سایر مسایلی که دولت با آن مواجه است، هیچ صدایی در رابطه به امور افغانستان بلند نشود. اما اگر ترمپ تصمیم به اقدامی بگیرد، من فکر می‌کنم که شما شاهد دو چیز خواهید بود: یک خروج تدریجی نسبتا سریع به جای یک خروج فوری و یک واکنش نسبتا جدی علیه هرنوع پذیرش پناهندگی در مقیاس بزرگ یا مهاجرت افغان‌ها.» کاخ سفید درخواست‌های مکرر نیوزویک را برای بحث در مورد فکر رییس‌جمهور در مورد افغانستان، رد کرد.

کارشناسان می‌گویند از آن‌جایی که ترمپ به بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری معروف است و قرار گزارشات بسیاری، به صرف‌نظر از تصمیمات عجولانه‌اش متقاعد می‌شود، دشوار است پیش‌بینی کرد که او در نهایت چه کاری انجام خواهد داد. یک افسر اطلاعاتی به شرط پنهان‌ماندن هویتش خاطرنشان کرد که «او [ترمپ] پیش از اعلام اعزام (سربازان بیشتر) در سال گذشته، به خروج از افغانستان مصر بود. سپس او ۱۸۰ درجه تغییر کرد. پس دشوار است که بگوییم دقیقا چه چیزی قرار است اتفاق بیافتد.» او افزود که علاوه بر این، افسران ارشد ارتش با این استدلال که فرمانده جدید ایالات متحده در افغانستان، جنرال اسکات میلر، برای نوشتن ارزیابی خودش از اوضاع افغانستان برای کاخ سفید به وقت نیاز دارد، می‌توانند مانع هرگونه دستور غیرمنتظره‌ی ترمپ برای ترک افغانستان شوند. افسر اطلاعاتی گفت: «این چیزی است که آن‌ها همیشه خواهان آن اند.» این یکی از تکنیک‌های تأخیر عمدی است که ارتش یک دهه می‌شود برای دفع تمایلات رییس‌جمهور باراک اوباما به خروج و حالا ترمپ استفاده می‌کند. او گفت: «این تغییر تدریجی در اهداف مأموریت نیست، بلکه تغییر زمان‌بندی و تقویم است. چشمت را باز کنی، یک سال گذشته است.»

روز گراندهاگ*

ارزیابی نومیدکننده‌ی جدید امنیت ملی ایالات متحده در مورد افغانستان که در ماه آگست تکمیل شده است اما به گفته‌ی منابع هنوز مخفی نگه داشته شده است، می‌تواند به ترمپ امکان بازگشت به گزینه‌ی خروج را فراهم کند. جیمز کلاپر رییس پیشین امنیت ملی به نیوزویک گفت «چند سال می‌شود که ارزیابی‌های امنیت ملی در مورد افغانستان نومیدکننده بوده‌اند.» اما گفته می‌شود که این یکی، با برجسته‌کردن دستاوردهای طالبان در سال گذشته، عدم محبوبیت رژیم اشرف غنی و فساد همه‌گیر در افغانستان، بیش‌تر از پیش بدبینانه است. منبع نیوزویک که در مورد یافته‌های ارزیابی امنیت ملی با یک مقام بلندپایه‌ی دولت بحث کرده است، می‌گوید که این ارزیابی «یک سند ویران‌گر است» زیرا ارزیابی حاکی از آن است که بن‌بست کنونی «برای شورشیان یک پیروزی است.» این منبع می‌گوید که ترمپ «عصبانی خواهد شد» زیرا این ارزیابی مهر تأییدی بر اصرار و انگیزه‌ی وی به «خروج از افغانستان» خواهد بود.

ارزیابی‌های فوق سری امنیت ملی، که به‌طور رسمی محصول دستگاه اطلاعاتی ایالات متحده‌اند اما در واقع به شدت تحت نفوذ وزارت امور خارجه، پنتاگون و کاخ سفید قرار دارند، تصویر ۳ بعدی از وضعیت فعلی در یک کشور است و نیز آنچه قرار است اتفاق بیافتد. در دهه‌های گذشته مقامات توانسته‌اند چنین گزارش‌هایی را به نتیجه‌گیری‌های از پیش تعیین‌شده مانند گزارش بدنام دولت جورج دبلیو بوش درباره‌ی سلاح‌های کشتار جمعی در عراق (که معلوم شد وجود خارجی ندارند) متمایل کنند. همچنین مقامات بخش‌هایی از ارزیابی‌ امنیت ملی را در دسترس رسانه‌ها قرار می‌دهند تا جایگاه خود را در دولت محکم کنند. ترمپ ممکن است قسمت‌هایی از این ارزیابی را عمومی کند که هم‌نوا با خواست وی برای خروج [از افغانستان] است. اما او از درون دولتش با مقاومت مواجه خواهد شد.

موضع وزارت امور خارجه این است که نیروهای ایالات متحده و نیروهای ائتلاف دارند [در جنگ افغانستان] پیروز می‌شوند. سخن‌گوی وزارت امور خارجه به شرط پنهان‌ماندن هویتش گفت که «حملات طالبان به مراکز جمعیتی افغانستان باعث ناکامی آن‌ها در تصرف و کنترول مناطق شهری شده و در عوض به تلفات سنگین جنگ‌جویان طالبان منجر شده است.» وی به «توانایی و قابلیت‌های روزافزون نیروهای ملی دفاعی و امنیتی افغانستان» اذعان کرد و گفت که این نیروها «کنترول تمامی مراکز ولایات را در دست دارند.»

کارشناسان بیرونی می‌گویند که رقم جنگ‌جویان طالبان در سال‌های اخیر از ۲۵ هزار به ۷۵ هزار جنگ‌جو رسیده است. جانسون نویسنده‌ی کتاب «روایت‌های طالبان: استفاده و قدرت روایات در درگیری افغانستان» می‌گوید که طالبان «از ۱۷ درصد حمایت مردمی برخوردار است. مائو اگر می‌بود می‌گفت این یک پیروزی قطعی است.» براساس یک گزارش دولت ایالات متحده، تا اواسط سال ۲۰۱۷ «دولت افغانستان حدود ۶۰ درصد خاک افغانستان را تحت کنترول داشته است؛ کاهش ۶ درصدی قلمرو نسبت به عین زمان در سال ۲۰۱۶.» جانسون می‌گوید که «این آمار از آن زمان تا کنون بدتر شده است.»

اما ناظران نزدیک می‌گویندکه پنتاگون در برابر هرگونه گزارشی که خروج کامل از افغانستان را توجیه و عقلانی جلوه دهد، مقاومت خواهد کرد. یک کارشناس ضدشورش که به دولت مشوره می‌دهد، می‌گوید که ارتش «وفاداری بی‌چون و چرای خودش را در رابطه به افغانستان دارد. آن‌ها فکر می‌کنند که اوضاع [در این کشور] خوب است.»

افسر اطلاعاتی می‌گوید که «همه به جز جنرال‌ها می‌دانند که زمان با ما یار نیست.» یکی دیگر از ناظران باسابقه امور افغانستان می‌گوید که زمان «با کابل هم یار نیست. زمان به نفع طالبان در حال سپری‌شدن است. سازمان‌های اطلاعاتی فکر می‌کنند این جنگ یک شکست ملال‌انگیز است.»

جیسون کمپبل که تا همین اواخر رییس امور افغانستانِ پنتاگون بود، هشدار می‌دهد که «ارزیابی اطلاعاتی-نظامی در مورد هرچیزی همیشه به نوعی یک‌طرف موضوع را پوشش می‌دهد، در حالیکه ارزیابی فرمانده‌ جنگ طرف دیگری موضوع را در بر می‌گیرد. حقیقت جایی در وسط این دو طرف قرار دارد.»

اما ست جونز مشاور ارشد پیشین پنتاگون در امور افغانستان می‌گوید که «عناصر کلیدی پنتاگون و جامعه اطلاعاتی» به درستی در برابر هرگونه درخواست عقب‌نشینی از کابل مقاومت می‌کنند زیرا آن‌ها می‌دانند در صورت «پیروزی طالبان چه اتفاقی خواهد افتاد.»

جونز که اکنون رییس‌ پروژه‌ی تهدیدات فراملی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی مستقر در واشنگتن دی‌سی است، به این باور است که «اولاً، اگر قرار باشد ایالات متحده افغانستان را ترک کند، فکر می‌کنم شما شاهد فروپاشی تعهد ناتو نسبت به افغانستان خواهید بود. دوماً، اگر ایالات متحده تصمیم به ترک این کشور بگیرد، این امر تاثیر عظیم و حتا وحشت‌ناکی بر روحیه افغان‌ها و دولت خواهد داشت، زیرا در آن‌ صورت، آن‌ها حامی اصلی خود را از دست داده‌اند.» لورل میلر، سرپرست پیشین نماینده‌ی ویژه وزارت امور خارجه برای افغانستان و پاکستان نیز با جونز هم‌نظر است و می‌گوید: «اجماع بر این است که خروج ناگهانی [از افغانستان] به فروپاشی دولت [افغانستان] منجر خواهد شد.»

فاجعه

جانسون که بیش از ۳۰ سال می‌شود در مورد افغانستان تحقیق می‌کند و می‌نویسد، می‌گوید: «خروج [امر] خوبی نخواهد بود.» او و سایر کارشناسان می‌گویند که دولت افغانستان بدون کمک ایالات متحده و ناتو به‌زودی سقوط خواهد کرد. جانسون می‌گوید: «خود غنی در برنامه‌ی ۶۰ دقیقه گفت که دولت در شش ماه سقوط خواهد کرد. من فکر می‌کنم که این یک اغراق فاحش است. به نظر من دولت افغانستان در عرض شش روز سقوط خواهد کرد. نیروهای ملی دفاعی افغانستان بدون حضور بین‌المللی در آن‌جا، بلافاصله از هم می‌پاشند، سربازان افغان متواری خواهند شد و طالبان درست مانند خزان سال ۱۹۹۶، شاید بدون شلیک حتا یک گلوله وارد کابل شوند.» سایر کارشناسان اکثراً بقای رژیم غنی را بدون حمایت امریکا و سایر پشتیبانی‌های خارجی، طولانی‌تر از شش روز برآورد می‌کنند اما در بهترین حالت همان شش ماه.

جسیلین می‌گوید: «بعضی مناطق شاید زودتر از آن تحت کنترول طالبان قرار بگیرند اما مناطق دیگر ممکن است برای مدت طولانی‌تری از چنگ طالبان آزاد بمانند. خلاصه اینکه دولت افغانستان مجبور خواهد شد که در جبهات بیشتری موضع دفاعی اتخاذ کند و معلوم نیست که تا چه مدت می‌تواند جلو شورشیان را بگیرد. این پایانی خوبی نخواهد داشت.»

کارشناسان می‌گویند که فقط آغاز خروج ایالات متحده و ناتو می‌تواند طوفانی از حوادث وحشتناکی را رقم بزند که همانند آن را نیروهای امریکایی در آپریل ۱۹۷۵ با نزدیک‌شدن سربازان ویتنام شمالی به سایگون تجربه کردند. یا موگادیشو که در آن نیروهای ایالات متحده طی سسلسله حوادثی که در فیلم Blackhawk Down  به تصویر درآمده، توسط شورشیان سومالی شکست‌ خوردند. اما با‌ آن‌هم، پیش از این خروج ۱۰۰ هزاری نیروهای امریکایی از افغانستان، موجب وحشتی در کابل نشد.

کمپبل که اکنون در موسسه Rand به‌عنوان پژوهش‌گر سیاست کار می‌کند، می‌گوید: «با نگاهی به چشم‌انداز وسیع‌تر، احتمال می‌رود که استراتژی جنوب آسیا در نهایت به شکست بیانجامد. اما شکست این استراتژی به دلیل غلبه‌ی طالبان بر نیروهای امنیتی افغانستان نخواهد بود. آن‌ها [طالبان] نیروی زرهی و منظمی ندارند. ویت‌کونگ داشت. آن‌ها [طالبان] از توپ‌خانه و نیروی هوایی و پشتیبانی برخوردار نیستند.» فروپاشی زمانی رخ خواهد داد که افغان‌ها اعتماد شان به حکومت افغانستان را کاملاً از دست دهند و دیگر امریکا و ناتویی هم نباشد که از دولت حمایت و افغان‌ها را نجات دهد.

یک افسر اطلاعاتی با سابقه‌ی حضور در جنگ افغانستان می‌گوید که با توجه به سطح شدیداً تقلیل‌یافته‌ی نیروهای ناتو و ایالات متحده در افغانستان، کاهش حضور ایالات متحده و ناتو در افغانستان به صفر، می‌تواند به هجوم نزدیک به ۳۰ هزار افغان به میدان‌هوایی این کشور به قصد فرار به کشورهای همسایه منجر شود. ایالات متحده و سربازان خارجی، پیمان‌کاران و پرسونل سفارت مجبور خواهند شد که توسط بس یا هلیکوپتر به پایگاه هوایی ایالات متحده در بگرام (با حدود ۳۰ مایل فاصله از کابل) یا پایگاه هوایی در قندهار (با ۳۰۰ مایل فاصله از پایتخت) هجوم ببرند و با هواپیماهای باری C-17 یا C-130 به خانه پرواز کنند. تخلیه اضطراری -از طریق شاهراه‌هایی که از دیرزمانی به این‌طرف زیر حمله‌ی شورشیان است- پر مخاطره خواهد بود. افسر اطلاعاتی می‌گوید که آن‌ها احتمالاً به «غوند ۸۲ هوایی یا چیز دیگری برای تامین امنیت مسیر ضرورت خواهد داشت و بعدش مجبور خواهند بود که از هر وسیله‌ی نیروی هوایی که میسر است برای رسیدن به بگرام استفاده کنند.» از بگرام به بعد، امریکایی‌ها و سایر خارجی‌ها باید از مسیر هوایی به کشورهایی چون عمان، قطر، بحرین (مقر ناوگان پنجم ایالات متحده) یا حتا به اروپا انتقال داده شوند.

ست جونز که در سال‌ ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به‌عنوان رابط بلندپایه بین واشنگتن و فرماندهی عملیات ویژه ایالات متحده در افغانستان خدمت کرده است، می‌گوید: «ما هنوز به آن‌جا ها نرسیده‌ایم، اما وضعیت جالبی خواهد شد.»

سخن‌گوی وزارت امور خارجه از بحث در مورد جزئیات تخلیه نیروها خودداری کرد و فقط به شرط پنهان‌ماندن هویتش گفت که «هرگونه تلاش برای محافظت از پرسونل ما و آمادگی برای همه‌ی احتمالات در تمامی ماموریت‌های ایالات متحده در سراسر جهان انجام می‌شود.» یک مقام ارشد پیشین سازمان سیا می‌گوید: «در هنگام ماموریت در یک منطقه‌ی جنگی، همیشه برنامه‌یی برای تخلیه یا خروج روی دست است. در واقع، این یک نیاز است.»

اما در مورد عواقب خروج سریع شک چندانی وجود ندارد. جونز می‌گوید: «اگر قرار باشد طالبان در افغانستان پیروز شوند… جنبش جهادی که متحمل ضربات سنگینی در عراق و سوریه شده است، شدیداً تقویت می‌شود. این امر با توجه به اهمیت تاریخی افغانسان به‌عنوان منطقه‌یی که بخشی از جهاد در آن متولد شده است، تقویت عظیمی خواهد بود.» جونز می‌گوید «نشانه‌هایی» وجود دارد مبنی بر این که ایمن‌الظواهری جانشین اسامه بن‌ لادن «همین‌ اکنون در افغانستان است یا حداقل در گذشته در افغانستان بوده است.»

چنین سناریوهای کابوس ممکن است ترمپ را به دوری از گزینه‌ی ترک کامل افغانستان متقاعد کند و به جای آن گزینه‌ی «ردپای سبک» را برگزیند که بیشتر بر اقدامات سازمان سیا و یا حتا عملیات‌های ضدشورشی خصوصی که پیشتر توسط اریک پرنس موسس جنجالی بلک‌واتر و دیگران پیشنهاد شده بود، متکی است. براساس کتاب وودوارد، سازمان سیا دارای نیروی ۳ هزار نفری متشکل از جنگ‌جویان افغان در افغانستان است. اما موضوع تنها ترمپ نیست. طالبان نیز طرف عمده در رابطه به آینده‌ی افغانستان است.

جانسون می‌گوید: «کارشناسان شورش‌گری به این باورند که در واقع بن‌بست برای شورشیان یک پیروزی است، به خصوص اگر پای دخالت قدرت‌های خارجی نیز در میان باشد. تاریخ نشان می‌دهد که مردم [مالیه‌دهندگان] یک قدرت خارجی معمولاً از یک بن‌بست خونین برای مدت زمان نامحدودی حمایت نمی‌کنند.» جانسون به این باور است که «طالبان این را می‌دانند. این گروه علاقه‌مند این ضرب‌المثل است که می‌گوید ’امریکا‌یی‌ها ساعت را دارند، ولیکن ما زمان را داریم.» 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی