.

مقاله ها

دستگاه ناکام جنگی حکومت

 

هانیه ملک

بیش از سه سال است که دستگاه جنگ در افغانستان با ناکامی‌های پیاپی روبرو می‌شود. این ناکامی‌ها از مدیریت ناکام و وجود اشخاص کم‌تجربه در این زمینه به وجود آمده است. از زمان روی کار آمدن حکومت داکتر اشرف غنی، حملات انتحاری و آماج قرار گرفتن غیرنظامیان به گونه‌ی بی‌پیشینهی افزایش یافته است.

مدیریت ناکام و رهبری ناتوان جنگ توسط سرپرستان سبب شده است که حدود هفتاد درصد از ولایات افغانستان به شمول کلان‌شهرها تحت نبردهای شدید با هراس‌افگنان قرار بگیرند و یکی پی دیگر سقوط کنند. غزنی به دست طالبان سقوط کرد و صدها غیرنظامی در نبردها کشته شدند، ده‌ها سرباز در اجرستان ناپدید شدند و ده‌ها تن دیگر در میان آتش سوختند و تا هنوز هویت آن‌ها مشخص نشده  است، ولی حکومت مرکزی  در چنین وضعیتی از آتش‌بس با طالبان سخن گفت.

یکی از دلایل دیگر سقوط ولایات نبود مهمات کافی برای سربازان در هنگام جنگ است، سربازانی که حتا معاش هم دریافت نمی‌کنند، اما برای دفاع از سنگر با شکم‌های گرسنه آمادهی نبرد هستند.

بعد از پایان هر نبردی، مسئولین امنیتی با برگزاری یک نشست خبری از پیروزی خود و شکست دشمن به مردم و رسانه‌ها خبر می‌دهند، در کنار این از رانده شدن دشمن از ساحه و پی‌گیری چگونگی رسیدن دشمن به ساحه نیز سخن می‌گویند. چراهای ماجرا همیشه گنگ می‌مانند. این‌که هراس‌افگنان چگونه خود را به مهم‌ترین ساحات و ولایات می‌رسانند و این‌که هراس‌افگنان از ساحه به کجا رانده شدند؟ به خانه‌های مردم یا به ولایات هم‌جوار؟ هر دوی این احتملات به اندازه‌ی یکدیگر خطرناک هستند و هر لحظه ممکن است شهر دوباره سقوط کند یا ولایتی دیگر را بر لبه‌ی پرتگاه نزدیک سازد.

حالا بدتر از همه مدیریت ضعیف و ناکام جنگ، امید مردم را به زنده ماندن کمتر ساخته است. امروز مهم‌ترین پست‌های حکومتی  که کلیدی‌ترین نقش‌ها را در جنگ می‌کنند، به دست کسانی رهبری می‌شوند که یا تجربه ی بسیار کمی دارند و یا اصلاً تجربه ی نظامی و جنگی ندارند. به گونهی مثال حمدالله محب، رییس شورای امنیت ملی افغانستان هیچ تجربه ی در زمینه‌ی جنگ ندارد. محب در بخش‌های مختلف حکومتی و غیرحکومتی کار کرده است. او معاون رییس ستاد انتخاباتی داکتر اشرف غنی در انتخابات گذشته بود. آقای محب در هنگام کار در کاخ ریاست جمهوری نقشی ارتباطی با همتاهای دولتی و تهیه‌ی پیش‌نویس موافقت‌نامه های دوجانبه و چندجانبه را بر عهده داشت. او پیش از پیوستن به دولت، برای دانشگاه امریکایی افغانستان و شرکت اینتل کار کرده است. آقای محب می‌تواند در پست‌های دیگر حکومتی نقش به سزایی داشته باشد، اما باید دید یک جوان  بی‌تجربه در زمینه جنگ، در ریاست مشاوریت امنیت ملی چه دردی را از ناامنی مداوا خواهد کرد.

معصوم استانکزی، رییس عمومی امنیت ملی افغانستان و حنیف اتمر، مشاور پیشین امنیت ملی بارها از سوی نهادهای مختلف به گفتگوهای پنهانی با طالبان متهم شدند، اما هیچ ارگانی حاضر نشد تا این دو تن را بازخواست کند. آسوشیتدپرس در گزارشی نوشته بود که معصوم استانکزی، رییس امنیت ملی افغانستان و حنیف اتمر که آن زمان مشاور امنیت ملی رییس جمهوری افغانستان بود، همواره با رهبران گروه طالبان در تماس اند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، به نقل از مقام‌های افغان، رییس امنیت ملی افغانستان تقریباً همه‌روزه با رهبران گروه طالبان در تماس می‌بود. وزیر دفاع افغانستان که در یک سال، سه بار رتبه‌اش بالا برده شد و تنها با نام و رتبه‌هایش مشهور است، تجربهی زیادی از جنگ ندارد و همیشه با لباس‌های اتو کرده و خاک‌ندیده‌اش به رتبه‌های بالای نظامی رسیده است.

پیش از این، سفیر اتحادیه‌ی اروپا در افغانستان گفته بود که رتبه‌ی جنرالی در افغانستان بر بنیاد شایستگی نه، بلکه بر بنیاد روابط و اندازه‌ی پول جیب به دست می‌آید. در حکومت وحدت ملی چندین نمونه‌ی دیگر نیز دیده می‌شود که رییس جمهور به نزدیکان مقام‌ها و افراد پر نفوذ رتبه‌های جنرالی داده است.

چند روز پیش در دفتر جنرال جرأت، هفت تن مجهز با واسکت‌های انتحاری و چندین نوع دیگر از مواد منجره دستگیر شدند، اما  از آقای جرأت یک بازپرسی ساده هم نشد و همه به سادگی چیستی و کیستی موضوع را فراموش کردند. جنرال جرأت یکی از نزدیکترین افراد به رییس جمهور غنی است.

در روز اول عید قربان نزدیک به چهل موشک به شهر کابل از جای نامعلومی پرتاب شدند. موشک‌ها به نواحی ارگ نیز اصابت کردند. پس از چند ساعت از این رویداد، وزارت داخله یک نشست خبری برگزار کرد. معاون امنیت پولیس کابل در این نشست گفت که در سطح رهبری فرماندهی پولیس کابل مشکلات زیادی وجود دارد و ما بارها با مسئولان در وزارت داخله ارتباط برقرار کردیم و خواستار ملاقات با وزیر شدیم، اما توجهی صورت نگرفت و صدای ما به گوش کسی نرسید، اما ویس‌احمد برمک، وزیر امور داخله سخنان او را قطع کرد و گفت: «معاون صاحب بی ‌کفایت بنشین در جایت.»

آقای صادق مرادی، معاون امنیت فرماندهی پولیس کابل خطاب به وزیر گفت: «من بی‌کفایت نیستم، مثل تو آدم عادی نیستم، سر من ریاست نکن، من یک جنرال هستم.»

این نهایت ضعف وزیر داخله را نشان می‌دهد. جنرالی که تحت امر او باید  است، به گفته‌ی خودش اجازهی ریاست را به او نمی دهد. وزیری که اجازه‌ی ریاست به زیردستانش را ندارد، پس رهبری جنگ برایش دشوارتر از آن است. وزیر داخله مثل همیشه وعده داده، اما عمل نکرده. او به مردم وعده سپرد که بعد از این موترهای شیشه‌سیاه اجازهی گشت‌و‌گذار در شهرها را نخواهند داشت، اما هنوز این وعدهی او عملی نشده است.

تنها در کابل در یک ماه بیش از پنج حمله صورت گرفت. هیچ یک از حمله‌ها هم بدون تلفات نبود. سازمان ملل متحد با پخش گزارش تلفات غیرنظامیان در سه ماه نخست سال روان میلادی گفت که تلفات غیرنظامیان در نتیجه‌ی حمله‌های انتحاری نسبت به سال‌های گذشته بیست و پنج درصد افزایش یافته است.

غزنی، فراه، کندز، پکتیا، هلمند، ننگرهار و کابل از ولایاتی هستند که در ماه‌های پسین بیشتر مورد حمله‌های هراس‌افگنانه قرار گرفتند. چند هفته پیش در یک حمله بر دشت برچی که در داخل یک صنف درسی صورت گرفت، ۶۷  نوجوان که بیشتر شان زیر سن هجده سال بودند، جان‌های‌شان را از دست دادند. در آخرین حملات در روز چهارشنبه در یک باشگاه ورزشی در دشت برچی کابل، ۲۰ تن به شمول دو خبرنگار شبکه‌ی طلوع‌نیوز کشته شدند و ده‌ها تن دیگر زخمی شدند. حالا سوال این‌جاست که موترهای پر از بمب چگونه وارد کابل می‌شوند و حملات را انجام می‌دهند؟ مثل گذشته پس از اتفاق افتادن یک رویداد دیگر، رویداد قبلی به باد فراموشی سپرده می‌شود. پس با وجود این‌همه ضعف و کاستی‌ها در رهبری جنگ چگونه می‌شود به آینده امیدوار بود؟

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی