.

مقاله ها

روایت‌سازی کاذب

 

فردوس

شماری از فعالان‌ سیاسی درغرب می‌خواهند این روایت را بفروشند که طالب‌ها منعطف شده اند،‌به انحصار قدرت باور ندارند ومی‌خواهند که نظم سیاسی متکثر را بپذیرند. دراقتصاد وسیاست وقتی کسی به انحصار باور نداشته باشد، به رقابت روی می‌آورد. آنانی که می‌گویند طالب‌ها دیگر به انحصار قدرت باور ندارند،‌ منظور شان این است که این گروه می‌تواند درآینده، مثل یک نیروی سیاسی مشروع در سیاست افغانستان سهم بگیرد و با دیگر نیروهای سیاسی رقابت کند. اما این فعالان سیاسی وآنانی که خود را تلاش‌گران ضد جنگ می‌نامند، واقعیت حضور یک “امیرالمومنین” در راس گروه طالبان را نادیده می‌گیرند. رهبری طالب‌ها را کسی به عهده دارد که این گروه به او لقب ” امیرالمومنین” داده است.

تفکرسیاسی‌ای که حضور یک امیرالمومنین را لازمی می‌داند،‌ چیزی را به نام رقابت سیاسی به رسمیت نمی‌شناسد. این تفکر از همه می‌خواهد که به امیرالمومنین ” بیعت” کنند. شما هر تعریفی که از “امیرالمومنین” و “بیعت” داشته باشید،‌ با سیاست رقابتی قابل جمع نیست. طالب‌ها هیچ گاهی دراین زمینه انعطاف نشان نداده اند. آنان پیوسته می‌گویند که جنگ شان انگیزه‌ی ایدیولوژیک دارد وبرای برپایی امارت می‌جنگند. افغانستان از امارت طالب‌ها تجربه‌ی زیسته دارد. آن امارت ومبانی نظری آن کثرت‌گرایی سیاسی را برنمی‌تابد. امارت طالبی یک حکومت غیر انتخابی است که مشروعیت‌اش را از فتواهای مذهبی می‌گیرد. مشروعیت انتخاباتی در فکرطالبی جا ندارد.

در تفکرسیاسی طالب، از همه خواسته می‌شود که به “امیرالمومنین” گوش دهند و فرامین او را اجرا کنند. دراین تفکر چیزی به نام شهروند وجود ندارد که صاحب قدرت سیاسی و صلاحیت قانون‌گذاری تلقی شود وبعد این صلاحیت را به نماینده‌ی منتخب خود از طریق انتخابات واگذار کند. طالب‌ها وهم‌پیمانان بیرونی آنان، صلاحیت قانون‌گذاری انسان شهروند را انکار می‌کنند. از نظرآنان تفکری که صلاحیت قانون‌گذاری انسان شهروند را به رسمیت می‌شناسد، منافی اصل خداباوری است.

کثرت‌گرایی سیاسی ونظم مبتنی برآن، یک ارزش لیبرال است. براساس این نظم سیاسی، انسان‌های شهروند علاوه بر این که حق دین‌داری شان محفوظ است،‌یک سری امتیازاتی دارند که به آن حقوق بشر گفته می‌شود. فصل دوم قانون اساسی افغانستان، به برخی ازاین امتیازات وجاهت حقوقی بخشیده است. تفکر طالب‌ها با چنین چیزی بیگانه است. آنان حقوق بشری افراد را به رسمیت نمی‌شناسند وانسان را مکلف به پیروی از فتواهای مذهبی می‌دانند. به همین دلیل بود که این گروه درزمان حاکمیت شان مردان و زنان را به جرم این که فتواهای مذهبی را عملی نمی‌کردند،‌شلاق می‌زد. تفکرسیاسی رقابتی وکثرت‌گرا در یک دولت-ملت قابل اجرا است. وقتی سازمانی “امیرالمومنین” دارد، روشن است که به اصل دولت- ملت،‌چندان باورمند نیست. به همین دلیل است که خارجی‌ها هم به رهبر طالبان بیعت کرده اند.

هم‌پیمانی طالب‌ها با القاعده به هیچ وجه یک تصادف نبود. سنخیت ایدیولوژیک آنان را کسی نمی‌تواند انکار کند. بحث این که القاعده آجندای جهانی دارد وطالب‌ها آجندای محلی بسیار گمراه‌کننده است. واقعیت بسیار پیچیده‌تر از این است. رهبران القاعده به رهبری طالبان به عنوان “امیرالمومنین” بیعت کرده اند. این امر نشان‌دهنده‌ی رابطه‌ی عمیق آنان است. رابطه‌ی طالبان والقاعده به این مورد ختم نمی‌شود. سران القاعده رهبران وصفوف طالب‌ها را تغذیه‌ی ایدیولوژیک کرده اند. طالب‌ها مبانی نظری حمله‌ی انتحاری را از عرب‌های سازمان القاعده آموختند. علاوه براین، برخی از رهبران القاعده، حتا سردسته‌های قدمه‌ی متوسط طالبان را آموزگاران نظامی خود اعلام کرده اند. کسی که مدعی است که طالب‌ها تفکر انحصار را کنار گذاشته اند،‌از جهادیسم جهانی فاصله گرفته اند و طرف‌دار مذاکره اند،‌فکت‌های را که دربالا آمد چگونه توضیح می‌دهد؟

واقعیت این است که طالب‌ها یک سازمان جهادیست ‌طرف‌دار یک امارت ایدیولوژیک است که برای برپایی آن می‌جنگند. آنان همیشه دو موضوع را به عنوان اهداف استراتژیک خود مطرح کرده اند که یکی خروج نیروهای بین‌المللی ودومی برپایی یک حکومت شرعی است. هردو خواست گروه طالبان ایدیولوژیک است وتفاوت اساسی با آجندای اسلام‌گرایان خارجی وجهادیست‌های جهانی ندارد. آنانی که با خوش‌بینی تمام از انعطاف پذیری طالب‌ها صحبت می‌کنند، واقعیت‌های را که نگارنده توضیح داد به بسیار ساده‌گی نادیده می‌گیرند.

تلاش‌های جهانی برای پایان جنگ افغانستان مبنای منطقی محکم دارد. جنگ به بن‌بست رسیده است وبرای این جنگ باید یک راه‌حل سیاسی پیدا شود. اما روایت سازی‌های کاذب کمکی به پایان جنگ نمی‌کند. طالب‌ها از آغاز ظهورشان تاکنون آجندا‌های متفاوتی مطرح کرده اند. این گروه درآغاز اعلام کرد که می‌خواهد، افراد غیرمسوول را خلع سلاح کند‌. بعد تلاش کردند که خود را نیروی پشتیبان شاه سابق معرفی کنند. اما طالب‌ها درهیچ دوره‌ای از مطالبات ایدیولوژیک شان عقب نشینی نکرده اند.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی